1 2 3 4 5

ده ثانیه حادثه، ده سال فاجعه/نوذرنظری

photo_۲۰۱۷-۱۱-۰۴_۰۰-۱۳-۱۶ (2)

ده ثانیه حادثه، ده سال فاجعه/نوذرنظری

مشخصه حوادث طبیعی پیش بینی ناپذیری، همه گیری، رمزآلودی و گاهی خسارت فراوان است.با پیشرفت تمدن گام به گام هر یک از فاکتورهای مذکور تقلیل یافتند. به طوری که این حوادث در برخی کشورها و مناطق مدرن به دلیل میزان بالای پیش بینی پذیری، دور کردن جمعیتهای هدف از موقعیت حادثه، اقدامات پیشگیرانه و بازتوانیهای بعد از حادثه، بهره گیری از فناوری و علم و مقاوم سازی اماکن و محلهای زیستی از حالت تراژیک آنها کاسته شده و به صورت عادی و حتی کمیک و تفریحی درآمده اند. حادثه ای مانند سقوط بهمن که در جوامع توسعه نیافته یک فاجعه است، در جوامع مدرن محلی برای تخلیه هیجان و ماجراجویی اسکی بازان میشود. یا مدیریت سیلابها در جوامع مدرن، از طریق سدسازی آن را به صورت فرصتی برای مهار خشکسالی و آبیاری مزارع در می آورد. از این توضیحات میتوان یک نکته را استخراج نمود و آن اینکه هر اندازه رویکرد یک جامعه به یک پدیده طبیعی قبل، در اثنا و بعد از وقوع آن علمی تر باشد، ابعاد تراژیک و خسارتهای جانی و مالی آن کمتر است. وضعیت عکس هم صادق است. یعنی جوامع غیر علمی تر باشند آسیبهای همه جانبه آنها نیز بیشتر است.

در این نوشتار منظور از علمی بودن، اشاره به مدیریت در سه مقطع زمانی قبل از فاجعه، حین فاجعه و در پایان آن می باشد. از طرفی منظور از علمی بودن اشاره به ابعاد اقتصادی، روانی، بهداشتی، محیط زیستی، سیاسی و… نیز هست. این نوشتار به صورت مختصر به این حوزه ها می پردازد.

رویکرد تحلیلی به رویداد زلزله اخیر غرب کشور میتواند از موارد زیر شروع شود: زمان، نیروها و حوزه های درگیر در فاجعه.

رویداد چند ثانیه ای همچون زلزله در فقدان مدیریت هریک از عوامل زیر میتواند به یک فاجعه مزمن چند ساله تبدیل شود. منطق رویارویی با هر حادثه ناگوار در افراد در ابتدا از مکانیسمهای سردرگمی، انکار، خشم و باور و پذیرش پیروی کند.از لحاظ گروهی هم مدیریت، تقسیم منابع، تخصص گرایی و بازتوانی میتواند از بازه زمانی چند ساله یک بحران کم کند. در زلزله اخیر روزهای اول موج همذات پنداری و همدردی و پیوند عاطفی و احساسی و کمکهای نوعدوستانه هموطنان از داخل و خارج از بار روانی فاجعه برای قربانیان کاست. اما در یک حادثه نیروهای یاریگر باید طوری عمل کنند که خود به بخشی از فاجعه تبدیل نشوند.

مدیریت فاجعه های طبیعی نیازمند تخصص گرایی، مدیریت کلان دولتی، کم کردن از هیجانات و احساساتی است که منجر به مسدود کردن مراحل مدیریت حرفه ای میشوند. از آنجا که فاجعه های طبیعی نه خبر میکنند و نه تمام میشوند، لازم است راهکارهای کلان زیر و با محوریت دولت مد نظر قرار گیرند.

۱- در بحث مدیریت زمانی قبل از زلزله: در گام اول هر فرد که به صورت شخصی منزلی میسازد باید با اطمینان به یک اداره مسئول دولتی مانند سازمان نظام مهندسی، مراجعه و از استاندارد بودن منزل ساخته شده، صحت امضای مهندس ناظر و تعهد پیمانکار مربوطه  اطمینان حاصل کند. این امر نیازمند وجدان کاری مهندسین ناظر، تعبیه سازوکارهای محکم تشویفی و تنبیهی دولت، نظارت  شفاف اداره استاندارد بر کیفیت مصالح ساختمانی، ممانعت از دلال بازی و اولویت کیفی سازی ساختمان بر انبوه سازی بی کیفیت و…است. این عوامل با هم در تعامل و ارتباط دارند.

۲-  دولت در هر شهر با جلوگیری از رانت بازی و دلال بازی سازمانهای مربوطه را موظف سازد که مثلا به ازای هر ۵۰ هزار نفر جمعیت، یک زمین خالی به مساحت یک یا دو هکتار که در حالت عادی به کار ورزش یا اجتماعات و در مواقع بحران برای اسکان اضطراری به کار آید و در فضای باز و خارج از آسیب ساختمانها و برای چادرزنی در نظر بگیرد. و به هر قیمیتی از فروش یا زمین خواری این اماکن جلوگیری کند.

۳- به ازای همان تعداد جمعیت با گرفتن مالیات از خانواده ها به ساختن تعدادی کانتینر در هر هر استان مثلا هزار کانتینر ” اقدام کند.از آنجا که هر استان ایران با چهار یا پنج استان دیگر همجوار است، انتقال سریع کانتیرهای استانهای همسایه مشکل سرپناه را برای استان آسیب دیده حل میکند. البته کانتیترها در زمین مورد نظر گزینه ۱ قرار داده شوند.

۴- در جوامع غیر مدرن و کمتر توسعه یافته با ذهنیت سنتی، افراد، سعی میکنند که مدیریت بحران و اجرای قانون و حتی مجازات را به عهده بگیرند، دولت افراد را آگاه کند که مسئول همه امور نیستند و خود دولت هم به عنوان کارگزار کنش داخلی و خارجی مسئولیت و مدیریت فاجعه را به عهده بگیرد.

۵- تربیت نیروی واکنش سریع با حقوق و مزایا و امکانات انتقال و آماده باش، حداقل در پنج نقطه و منطقه مهم کشور به تقسیم جغرافیایی و مرکب از کادرهای امداد، نجات، آواربرداری، پزشکی و روانشناسی و امکان انتقال سریع به مناطق.

۶- تعبیه انبارهایی با امکانات و آذوقه چند ده هزار نفری در هر منطقه و تعویض اجناس آنها در بازه زمانی سه یا چهار ماهه و پر کردن آنها با اجناس جدید. اضافه

 

نمودن بندی در قبوض آب و برق و گاز با عنوان بند حوادث طبیعی و گرفتن مالیات از شهروندان میتواند به این امر کمک کند.

 

۷- باز کردن کانالهای ارتباطی مسیر فاجعه و تعبیه یک سامانه اطلاع رسانی مرجع و معتمد که با وجود اینترنت و رسانه های دیحیتال کار سختی نیست.و نیز ثبت و ضبط فهرست اسامی مجروحین به مراکز درمانی. همچنین ترسیم نقشه دیجیتال محلها و روستاهای آسیب دیده، کمک گرفتن از افراد و سازمانهای محلی مطلع و متخصص.

در زلزله اخیر نیروها، عوامل و افرادی که در لحظه های اولیه نجاتبخش، حیاتی و ضروری بودند، پس از چند روز کم کم در حال تبدیل شدن به فاجعه بودند.فجایع امنیتی، محیط زیستی و ترافیکی. اینجاست که یاریگران فاجعه خود به بخشی از فاجعه تبدیل میشوند.

 

ذکر و احرای پیشنهادات فوق نه رویایی است و نه غیر قابل اجرا. در عصری که دولت کارگزار و بازیگر همه عرصه هاست و همه منابع را در اختیار دارد، مدیریت سامانه مالیات دهی، تعبیه مراکز استاندارد و شفافیت و سازمانهای دیحیتال، تربیت و پرداختن حقوق به نیروهای متخصص مرتبط با مدیریت حوادث طبیعی، مجازات خاطیان مسئول امنیت و منابع عمومی و مکانیسمهای تشویق و تنبیه جلوگیری از رانت خواری و دلال بازی برای دولت کار سختی نیست و برای دولت هم مشروعیت و اعتبار بیشتری به بار می آورد.دولت که در مورد اقتدار و مکانیسمهای مجازات و تتبیهات قانونی از افراد خلع ید کرده باید در مکانیسمهای مدیریت بحران که با امنیت عمومی در ارتباطند نیز با ارائه نسخه های علمی و کارامد و متخصص از افراد غیر متخصص  و عملکردهای بی برنامه خلع ید کند. البته منکر سازمانهای مردم نهاد و افراد دلسوز و آگاه نیستیم.اما مدیریت کلان باید به عهده دولت باشد. نهایتا پس از فروکش کردن بحران انگشتها به سوی دولت نشانه می رود.چرا که ذهنیت مدیریت کلان متوجه دولت است. دولت باید با تخصص گرایی جای مردم را پر کند چرا که  مردم مسئول مدیریت یک بحران چندساله نیستند.

اما این کار باید به کمک مردم صورت بگیرد و  هیچ توجیهی هم برای انداختن بار مسئولیت دولت بر عهده مردم نیست. دولتی که قدرت و حاکمیت تقسیم ناپذیر را حق خود میداند، مسئولیتهای کلان را هم باید به عهده بگیرد. در یک فاحعه طبیعی کمک کردن استانها و مردم همحوار تحت عنوان هموطن و ایرانی و در چهارچوب تقسیمات جغرافیای سیاسی و موزاییک قومی تایید اقتدار دولت است و در کوتاه مدت برای دولت مشروعیت و محبوبیت می آورد اما در دراز مدت باید خود دولت مهار امور را در دست بگیرد. اما اگر همین مردم همیشه جایگزین و ایفا کننده نقش دولت در چنین رویدادهایی باشند، اندک اندک خود تبدیل به بازیگر اصلی شده و اینجاست که به مشروعیت دولت به عنوان کارگزار قدرت و خدمت و جایگاه خود مردم به عنوان دریافت کنندگان خدمات عمومی آسیب می رسد.

 

نوذر نظری – عضو هیات علمی دانشگاه

درباره ی مـظفـر ولـدبیگی

ئه م وب سایت که له به ر چاوی خوینه رانی به ریزه ، له لایه ن مزه فه ري وه له د به گي و به هاوكاري هيوای برای ئه رکه کانی به ریوه ده چی . له خوینه رانی ئه م توره کومه لایه تیه داواکارین بو باشتر به ریوه بردنی،هاریکاری و هاوکاریمان بکه ن . بو په ره پیدانی زياتر به ژماره موبایلی 09183318945 یا ئیمه یلی mozafarnoryaw@yahoo.comپه یوه ندیمان پیوه بگرن . سه ربه رزیتان ئاره زومانه

3 دیدگاه

  1. دستمریزاد دکتر. بسیار دقیق و موشکافانه موضوع رو تحلیل کردی. البته این حادثه نشان داد که نیرو و توان مردم را باید در چارچوب و قالب ان جی او ها بکار گرفته و متمرکز کرد تا در چنین مواقعی بازوی کارآ مد نهادهای دولتی باشند و دولت نیز متقابلا باید در راستای تقویت این تشکلهای مردم نهاد قدم بردارد.

  2. جناب نظری با دیدی موشکافانه مطلب را تحلیل و تفسیر نموده ای واما امیدواریم به خود بیاییم تا خسارتها را تقلیل دهیم

  3. مطلب بجا و علمی و پرباری بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.