1 2 3 4 5

آیا کُرد ها از نسل اجِنه اند؟ / هادی محمودی

photo_۲۰۱۷-۱۰-۳۰_۰۹-۱۸-۳۸

 

آیا کُرد ها از نسل اجِنه اند؟ / هادی محمودی

هیچ  پایگاه علمی وعقلی ومنطقی بر طرح موضوعاتی اینچنینی صحه ننهاده وبا قاطعیت نیز در رد این نظریات به ارائه دیدگاه می پردازند، لذا جایز وسنجیده نیز نخواهد بود که در این راستا به قلم فرسایی پرداخت، جالب توجه آن  است، حقیر عمری برچنین نقلی بی اطلاع بوده وچه بسا خیلی ها نیز از اساس علمی بر موضوع نداشته باشند، به هرحال  ضمن احترام به پژوهشگر محترم  باز نشر چنین مقالاتی را نه تنها مفید فایده ندانسته بلکه سوالات متعدد وانحرافی  را در ذهن به وجود می آورد. که نمی تواند سازنده تلقی گردد… اگرچه محقق ارجمند در خاتمه نیز به صراحت بدان اذعان نمود.. علی ایحال دیدگاه جناب آقای محمودی که تلاش ارزنده ی را دراین راه مبذول داشته اند تقدیم حضور  کاربران گرامی می نماید….

 

در چند مقاله اخیر که در خصوص زبان هورامی و خواستگاه قوم کُرد  که نگاشته بودم ؛  چند نفر از خوانندگان  گرامی  از بنده خواسته بودند که در خصوص علت این موضوع که چرا دربسیاری از کتب  نسب کُردها را  از اجِنه میدانند  به پاسخگویی بپردازم .

 

اولا : اینگونه اظهارات در خصوص قوم کُرد که شاید بتوان آن را سومین قوم بزرگ و پرجمعیت خاورمیانه دانست و دارای  تاریخ روشن و پر افتخاری است  ؛ آنقدر غیر علمی است که ارزش پرداختن به  آن وجود ندارد .

 

ثانیا : شاید عنوان مقاله برای خوانندگان مناطق کُردنشین  نامانوس و عجیب باشد ؛   اما جالب است که بدانیم ؛ هنوز هم در بسیاری  از روستا های  دور افتاده  در استانهایی  مثل  زنجان و  قزوین و  اصفهان  و … ؛  بسیاری از مردم بومی این مناطق ؛  کُردها  را  از نسل جِن میدانند .

 

 البته که حضورا  از چند نفر از دانشجویانی که از نزدیک آنها را میشناسم  پرسیده ام  که علت چنین سوالی چیست  و  این چنین بیان کردند که دانشجوی دانشگاه زنجان هستیم  و در آنجا مشاهده کرده ایم که برخی از هم کلاسی های ما که  از روستاهای زنجان هستند  چنین چیزی را عنوان کرده اند که از قدیم مردم مناطق آنها درباره کُردها چنین اعتقادی دارند  و این اعتقاد غالب مردم این روستاها است و معاشرت با  کُردها  را جایز  نمیدانند  !!!

 

و البته اظهار داشته اند که  خودمان در این خصوص در اینترنت جستجو کرده ایم  ومطالب فراوانی مشاهده کرده ایم  و از چند نفر هم پرسیده ایم  ولی نتوانسته ایم  دلیلی علمی و محکم برای رد این موضوع پیدا کنیم و  به نتیجه نرسیده ایم .

 

بنا براین برای روشنگری و  ریشه یابی این اعتقاد  که چرا  برخی کُردها  را از نسل جِن میدانند  به این موضوع میپردازم .

 

ریشه جن دانستن  نژاد کُردها  به دو علت اساسی است :

    مطالب بیان شده در برخی کتب تاریخی  و اسناد بسیار قدیمی

    مطالب بیان شده در برخی کتب مذهبی برگرفته شده از برخی منابع روایی

 ابتدا به منبع شناسی هرکدام از منابع  فوق الذکر میپردازم و سپس نظرات منتقدان  اعم از مخالفان و موافقان  را تشریح میکنم  و در پایان نظر خود را   که برگرفته از مستندترین و علمی ترین کتب تاریخی و نسب شناسی است را تشریح میکنم .

 مطالب بیان شده در برخی کتب تاریخی  و اسناد بسیار قدیمی :

 مسعودی : ابوالحسن علی بن حسین مسعودی، مورخ و جغرافیدان بزرگ اسلامی در اواخر قرن سوم هجری، سال ۲۸۰ق  در بغداد متولد شد. خانواده اش اصلا اهل کوفه بودند. نسبش به عبدالله بن مسعود، صحابی بزرگوار پیامبر صلی الله علیه و آله می رسد. شور و شوق دانش اندوزی او را از اوان جوانی به سیر و سفر در سرزمین های اسلامی کشاند. عراق و ایران و مصر و سوریه و فلسطین و ارمنستان و هند و سیلان و عمان و سواحل شرقی افریقا را تا زنگبار و احتمالا ماداگاسکار زیرپا گذاشت.

 

کتاب مروج الذهب و معادن الجوهر مسعودی  یکی از مهمترین منابع دست اول در مورد ۴ قرن آغازین تاریخ اسلام است ؛ مسعودی اعتقاد داشت برای نگارش تاریخ، تنها اتکا به روایات دیگران کافی نیست بلکه باید با مشاهده و معاینه (تحقیقات میدانی) گستره و عمق اطلاعات تاریخی را به محک نقد زد. همین امر سبب شد تا مسعودی بیش از ۲۵ سال از عمر خود را صرف سفرهای طولانی به گوشه و کنار جهان کند و پس از بازگشت از سفرهای طولانی اقدام به نگارش این کتاب کرد.

 

مسعودی در «مروج الذهب» این گونه نگاشته است: “مردمانی نسب آن ها را به کنیزان سلیمان بن داود (ع) می رسانند؛ هنگامی که ملک از سلیمان گرفته شد، شیطانی معروف به جسد با کنیزان منافق وی درآمیخت، لکن خداوند کنیزان مؤمن را از تجاوز وی در امان داشت و چون خداوند ملک سلیمان را به او بازگرداند، کنیزانی که از شیطان آبستن بودند بزادند، سلیمان فرمود: آن ها را سوی کوه ها و دره ها برانند و آن کودکان تحت نظر مادرانشان بزرگ شدند، ازدواج کردند، فرزند آوردند و آغاز نسب کُردان از آنجا بود.” (مسعودی، مروج الذهب، ج ۲، ص ۹۹)

 

شرف خان بدلیسی : شرف خان ابن شمس الدین ابن شرف بیگ بدلیسی، تاریخ نگار برجسته کُرد ایرانی سده ده و آغاز سده یازده هجری بود، که  متولد ٢٠ ذیقعده ٩۴٩ ﻫ .ق  و درگذشته ١٠١٢ ﻫ .ق می باشند.

 

کتاب شرفنامه بدلیسی که توسط او  به نگارش در امده  است که این کتاب تاریخ مفصل کردستان است که به زبان فارسی و نوشته شده و از منابع اصلی تاریخی مربوط به ملت کُرد به‌شمار می‌آید. شرف‌خان بدلیسی، شرفنامه را در سال ۱۵۹۷ میلادی به پایان رساند. این کتاب توسط عبدالرحمن شرفکندی (هه‌ژار/ هَژار) به زبان کردی ترجمه شده‌است.

 

شرف خان بدلیسی در این کتاب چنین نوشته است: “به قول بعضی از حکما (الاکراد طایفه من الجن کشف الله عنهم الغطاء) یعنی کردها طایفه ای از جِنّ هستند که خداوند پرده از آن ها برداشته است و به روایت برخی از مورخان دیو با انسان ازدواج کرده طایفه اکراد از ایشان پیدا شده  و  العلم عند الله.”

 

(شرف خان بدلیسی، شرف نامه تاریخ مفصل کردستان، ج ۱، تصحیح ولادیمیر ولییامینوف زرنوف(تهران: انتشارات اساطیر، چاپ اول، ۱۳۷۷ ش) ص ۱۳٫)

 

مرتضی زبیدی : محمد بن عبدالرزاق حسینى با کنیه ابوالفیض و مشهور به مرتضى زبیدى در سال ۱۱۴۵ق در بلگرام (لجرام) هند متولد شد که  اصالتش به شهر واسط عراق مى‌رسد و در زبید از شهرهاى یمن تربیت یافته و بزرگ شده است.

 

وى از زبید به حجاز سفر کرد و در ۱۱۶۷ق  وارد مصر شد و به صعید و دیگر نقاط مصر سفر کرد و مورد احترام و تجلیل بزرگان آن دیار قرار گرفت. بسیارى از ارباب علم و سلوک را دید و سفرنامه‌ها نوشت.

 

پادشاهان حجاز و هند و یمن و شام و عراق و مغرب اقصى و ترک و سودان و الجزایر با او مکاتبه کردند. اعتقاد مردم در حق او چندان فزونى گرفت که بسیارى از مردم مغرب چنین مى‌پنداشتند که هر که حج کند و به زیارت زبیدى نرود و هدیه‌اى تقدیم او نکند حج او کامل نخواهد بود. سید مرتضى زبیدى بر اثر طاعون در مصر، در سال ۱۲۰۵ق درگذشت.

 

وى تألیف شرح قاموس را آغاز کرد و سالها براى اتمام آن رنج برد و پس از آنکه شرح قاموس را در ۱۴ جلد به پایان رسانید، آن را تاج العروس نامید .

 

مرتضی زبیدی نیز بعد از اینکه روایات مربوط به کردها و از جمله آن ها روایت مربوط به کنیزان سلیمان (ع) را می آورد، نظر ابومعین نفسی (۴۱۸-۵۰۸ ﻫ.ق) را در «بحرالکلام» می نگارد که:

 

“آنچه گفته شده که همانا جن به حرم سلیمان (ع) تجاوز کرده است و کُردها  از آن حاصل شده اند، باطل است و هیچ اصلی ندارد.”  (مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۹، تحقیق مجموعه ای از محققین (بی جا: دارالهدایه، بی تا) ص۱۰۵)

 

 مطالب بیان شده در برخی کتب مذهبی برگرفته شده از برخی منابع روایی  در این خصوص  در تاریخ ۲۲/۰۲/۱۳۸۹  در  دانشگاه تبریز   جلسه ای با حضور کلیه دانشجویان تمامی رشته های با محوریت برسی  احادیث مربود به  جن بودن کُرد ها  تشکیل گردید  .

 بهتر میدانم جهت روشنگری خلاصه این جلسه را  بیاورم :

ریشه تمامی منابع روایی  به یک حدیث از امام صادق (ع)  میرسد  که بدین شرح است :

“ابی ربیع شامی از امام صادق(ع) پرسید: گروهی از کُردها در منطقه ما زندگی می‌کنند. همیشه برای خرید و فروش می‌آیند و ما با آنها همنشین شده و با هم خرید و فروش داریم. [تکلیف چیست؟] آن‌حضرت فرمود: «ای اباربیع! با کُردها همنشین مشو؛ زیرا ایشان گروهی از جن هستند که خداوند از روی آنها پرده برداری کرده پس با آنها همنشین نشو»”

 

(کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ۵،‌ ص ۱۵۸، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق؛‌ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، محقق، مصحح، موسوی خرسان، حسن، ج ۷، ص ۱۱، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق؛ با اندکی تفاوت در این منبع نیز آمده است: شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج ۳، ص ۱۶۴، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.)

 پس ازنقد و برسی این حدیث توسط اساتید فقه و حقوق  و …  به این شرح  نتیجه گیری شد  :

پیرامون روایت مورد بحث باید گفت؛ این روایت از جهت سندی ضعیف و مرسل است. ( سند روایت چنین است: «مُحَمَّدُ بْنُ یحْیى وَ غَیرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِی بْنِ الْحَکَمِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِی الرَّبِیعِ الشَّامِی».)   و در مواردی با این بازتاب اجتماعی، قابلیت استناد ندارند. علاوه براین، سند این روایت به «أَبی الرَّبیع الشَّامی»‏ می‌رسد؛ این شخص با این‌که منابع رجالی از او یاد کرده‌اند، (  نجاشی، احمد بن علی، فهرست أسماء مصنفی الشیعه(رجال نجاشی)، ص ۴۵۵، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ ششم، ۱۳۶۵ش؛ شیخ طوسی، الفهرست، محقق، مصحح، آل بحر العلوم، سید محمد صادق، ص ۵۲۵، نجف، المکتبه المرتضویه، چاپ اول، بی‌تا.)

 ولی هیچ‌یک توثیقی برای او ذکر نکرده‌اند و اینها سبب می‌شود ما چنین شخصی را حجت ندانیم. (صدر، سید محمد، ما وراء الفقه، محقق، مصحح، جعفر هادى دجیل، ج ۶، ص ۲۲۶، بیروت، دار الأضواء للطباعه و النشر و التوزیع، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.) و طبیعتاً روایات منقول او را نیز معتبر ندانیم.

 

این رویکرد در روایات دیگر نیز وجود دارد، برای نمونه؛ در برخی روایات از امام صادق(ع) آمده که با طایفه خزر ازدواج نکنید؛ و … (طایفه‌ای که در نواحی دریای خزر زندگی می‌کردند) ( یاقوت حموی، شهاب الدین ابو عبد الله، معجم البلدان، ج ۲، ص ۳۶۷، بیروت، دار صادر، چاپ دوم، ۱۹۹۵م.)‌.( الکافی، ج ‏۵، ص ۳۵۲؛ شیخ حرّ عاملی، هدایه الامه إلی أحکام الأئمه(منتخب المسائل)، ج ۷، ص ۱۰۸، مشهد، مجمع البحوث الإسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.)

 

 این روایت، بر فرض قبول از این سرچشمه می‌گیرد که در آن زمان این قوم به دزدی و غارت معروف بوده‌اند و انصراف به گروهی از آنان دارد که این ویژگی را دارند؛ لذا حتی در آن زمان نیز عمومیت نداشته و شامل دوران‌های دیگر نسبت به همه مردم این نواحی نمی‌شود.

تا به اینجا  به ذکر منابع و ماخذ مطرح شده در خصوص موضوع پرداختم و نظرات موافقان و مخالفان ذکر گردید  و قضاوت در خصوص نظرات موافقان و مخالفان  که در کتب تاریخی و منابع روایی آمده است  بر عهده خوانندگان محترم .

 نظر بنده بر اساس  منابع تاریخی در خصوص ریشه یابی جن دانستن  نژاد کُردها   بدین شرح است :

 ابتدا به ریشه یابی نژاد کُردها میپردازم و سپس به  این سوال  پاسخ میگویم .

سوال اینجاست که ریشه کُردها به کجا باز میگردد  و قدیمی ترین مستندات تاریخی در خصوص کُردها چه میگویند؟؟؟

 براساس مکتوبات مستند تاریخی ؛ قدیمی ترین نژاد آریایی شناخته شده در تاریخ سرزمین ایران  که موفق به تشکیل یک حکومت شدند مادها هستند که اولین حکومت آریایی را در ایران بنا نهاد. مشاهدات باستان شناسی حکایت بر آن دارد مادها از جنوب سیبری به این مناطق آمده و بعدها حکومت مادها را تاسیس نموده اند یعنی بر اساس اسناد موثق  کُردها    قطعا در سال ۷۰۰ قبل از میلاد  در کردستان وجود داشته اند .اما آیا همین اقوامی که از جنوب سیبری  آمده اند  بعدها کُرد خوانده شده اند؟  یا نه!   قبل از آنها هم کُردها در این منطقه بوده اند و این اقوام مهاجر با آنها در هم آمیختند  ؟

 

اینکه قبل از این زمان هم در این مناطق بازهم آنها یا کسانی غیر از آنها در این مناطق سکونت داشته اند مستندات خیلی زیادی وجود ندارد ؛ از این رو باید به متون کهن  مذهبی  و یا حماسی رجوع کرد .

 

قدیمیترین متون کهن مذهبی  حماسی  نیز همانگونه  که همگان میدانیم  همان شاهکار ابوالقاسم فردوسی  یعنی  شاهنامه است . شاهنامه فردوسی  دربرگیرنده  حماسه های اسطوره ای  چهاراگوشه ایران باستان است  که فردوسی آن را از شنیده هایش از مغان زردتشتی زمان خود همچنین افسانه ها و حکایت های مردم آن زمان جمع آوری کرد .

 

 البته برای  اکثر حکایت ها شاهنامه هیچ سند و مدرکی وجود ندارد ؛ اما یک قاعده در تاریخ وجود دارد  که بزرگان رشته تاریخ میگویند که هر افسانه ای ریشه در یک  حقیقت دارد . به این معنا  که گذشته های  دور واقعه ای  اتفاق افتاده است  اما بعلت  مکتوب نشدن وقایع مورد نظر  یا  از بین رفتن مکتوبات ؛ در اذهان مردم  سینه به سینه نقل گشته  و اضافات زیادی به آن افزوده شده است  و به صورت یک افسانه در آمده است.

 

“پس افسانه ها و اسطوره ها ریشه در حقیقت دارند”

 

اما  آیا از کُرد ها  در شاهنامه فردوسی  نامی برده میشود ؟؟؟

 

پاسخ این است بله .

 

 احتمالا همگی ما  داستان کاوه آهنگر و قیامش را بر ضحاک میدانیم .

 

هنگامی که ضحاک ماردوش برای آرام کردن مارهای روی دوشهایش به پیروی از اهریمن دستور داد تا هر روز دو جوان ایرانی را بکشند و مغزسرهایشان را طعمه مارها کنند، دو آشپز ایرانی به نامهای ارمایل و گرمایل به زیرکی خود را به دربار رساندند و در آشپزخانه ضحاک مشغول کار شدند.

 

این دو نفر هر روز یکی از دو جوان را که رشید تر از دیگری بود رها می کردند و مغز سر دومی را با مغز سر گوسفندی می‏آمیختند و طعمه مارها می کردند. تا دست کم یکی از دو نفر را نجات داده باشند. جوان رشید رهایی یافته به کوه‏ها پناه می برد و در آن‏جا چوپانی پیشه می کرد و پنهانی روزگار می‏گذرانید.

 

فردوسی سپس می گوید: “خورشگر بدیشان بزی چند و میش  ؛   سپردی و صحرا نهادند پیش  ؛؛؛  کنون کُرد از آن تخمه دارد نژاد  ؛  که ز آباد ناید به دل برش یاد”

 

یعنی از افزایش نسل این جوانان نژاده و رشید ، جمعیت “کُرد” پدید آمد.

 

 مسلم است  این یک داستان سمبلیک است  و منظور  از  روییدن مار بردوش ضحاک و خوردن مغز سر جوانان ؛  ظهور  شاهی مستبد در گذشته های بسیار دور  بر ایران است   که مستبدانه اجازه آزادی ذهن و اندیشه  را برمردم ایران نمیداد و ذهن های  (مغز سر ) جوانان  ؛  طعمه  هوسها و پلیدی های این شاه  (دو مار روئیده شده بر شانه ها ضحاک)  مستبد بوده است .

 

اما اینکه این شاه در چه زمانی ظهور کرده و کاوه آهنگر در چه زمانی بر او قیام کرده و اورا سرنگون کرده است مشخص نیست .

 

تنها از این اسطوره  چنان بر میاید که در گذشته های بسیار دور  تمام ایرانی ها در  محل واحدی زندیگی میکرده اند  و در  برهه ای خاص از زمان تحت حکومت شخصی مستبد و ستمگر قرار گرفته اند  اما  در این میان عده ای  به نام  کُرد   به  رهبری شخصی به نام کاوه آهنگر که کُرد بود  بر این پادشاه قیام کرده اند و او را  سرنگون کرده اند .

 

 فردوسی از زبان کاوه آهنگر  هنگام قیامش بر ضد ضحاک میکوید :

 

“بپویید کاین مهتر آهرمنست ؛ جهان آفرین را به دل دشمن است .

 

همی رفت پیش اندرون مرد گُرد (زبانشناسان به کُرد تعبیر کرده اند و البته پهلوان) ؛ جهانی برو انجمن شد نه خرد “

 

 که این اوج حضور کُردها در شاهنامه فردوسی است در داستان کاوه آهنگر و  ضحاک است که بعد از قیام کاوه آهنگر و پیروزی در برابر ضحاک ؛ فردوسی نژاد« کُرد» را  از کاوه آهنگر می داند . که عمده این نژاد ساکن کوهستان های غرب ایران شدند  و با  ازدیداد  جمعیتشان  متحد شدند  و ضحاک را سرنگون کردند .

 

دلیل این موضوع بر یقین است. در گذشته اهورایی ایران زمین حوادثی چون حمله بربرها و اقوام مهاجم  همچنین گرمای بیش از اندازه سبب می شد گروهی از آریایی ها به کوهستان ها پناه ببرند. ومعمولا برای تامین مایحتاج روزانه دست به شکار و دامداری می زدند .بعد از گذشت چندی لقب کورتی (کُردی) یعنی مردمان کوهستان برآنها گذارده شد و این اولین شکل گیری نژادی در ایران است که مربوط به هزاره سوم قبل از میلاد و حکومت بزرگ کوتی ها در ایران می شود که سرزمین آنها کوتیوم یا در زبان آشوری گوتیوم نامیده شد.واژه کُرد یا گُرد  شکل گرفت . بعد ها همین گوتیوم تبدیل به کشور ماد شد که اولین حکومت بزرگ کُردان شکل گرفت.دانشمندان از چهره، فرهنگ و نام های پادشاهان ماد در کتیبه های دیگر کشور ها پی به کرد بودن آنها برده اند . مادر کوروش کبیر نیز از همین مادهای کُرد زبان بود.

 

 حال که مشخص شد کُردها قدیمی ترین مردم ساکن در غرب ایران بوده اند و اولین مردم متمدن آریایی در  ایران که موفق به تشکیل حکومت و تاسیس شهرهای بزرگ شدند  پس ریشه  جن دانستن نژاد کُردها در چیست ؟

 

 همانطور که در ابتدای مقاله ذکر گردید تمامی اسناد تاریخی و منابع روایی مربوط به جن دانستن نژاد کُردها حداکثر به قرن دوم هجری میرسد  اما  به نظر بنده ریشه تمامی این مطالب  موجود در  کتب تاریخی و روایی مورد اشاره  به خیلی قبل تر  برمیگردد  ؛ یعنی به  زمان صدر اسلام برمیگردد .

 

درکتب تاریخی میخوانیم زمانی که سپاه عبدالله بن عمر جهت فتح  جبال (جبال نام قدیمی چهار پارچه کردستان و کرمانشاه کنونی در آن زمان بود ) با مقاومت بسیار سرسختانه کُردها مواجه شدند به حدی که این مقاومت را قبلا ندیده بودند  ؛ در یکی از  نامه هایی که از سوی سردارانی که به سوی فتح جبال فرستاده میشد ؛  از سختی های  جنگ با کُردان سخن به میان آمده و این گونه   برای خلیفه دوم  در مدینه  توضیح داده میشود :

 

“دراینجا با مردمی در حال جنگ هستیم که نمیدانیم از آسمان آمده اند یا زمینی اند ؛ این مردم که   کُرد   نام دارند بسیار چابک هستند ؛ به حدی که اگر نیزه های خود را عمودی   بر   رویی زمین بگذاریم آنقدر سریع حرکت میکنند که میتوانند از روی نیزه ها راه  بروند  ؛ یکباره نصف شب  از روی  کوه ها از هرسو با سرعت باد حمله میکنند و همه را میکشند و به سرعت فرار میکنند ؛ گویی انسان نیستند و جن هستند”

 

 به نظر بنده بنده روایات مربوط به جن  بودن کردها  (الاکراد طایفه من الجن) از این وقایع نشات میگیرد .

 

لازم به ذکراست که تا سال ۱۱۴  هجری  قسمت اعظم جهان زمان توسط اعراب مسلمان   فتح شده بود و از  هندوستان گرفته  تا اسپانیا  و جنوب فرانسه (پواتیه در قلب فرانسه و  در نزدیکی پاریس)  ؛  به تصرف اعراب مسلمان در آمده بود ؛  اما اعراب حتی تا ۴۰۰ سال بعد  ؛ نتوانستند کل مناطق کُردنشین را به طور کامل تصرف کنند  و بدون شک این مقاومت عجیب  کُردها برای اعراب مسلمان عجیب بود  و دلیل را بعدها  محتملا  به علت نادانیشان  ؛  در نژاد کُردها جستجو میکردند که آنها را از جنس انسانها ندانند و از نسل جِن بدانند .

 

 کُردها  تا آنجا که از منابع تاریخی بر می آید  ؛  تا هنگامی که اسلام را نمیشناختند ؛  حاضر نبودند آن ر ا  با زور  شمشیر بپذیرند و به شدت و سرسختانه با اسلام مبارزه میکردند  ! و از زمانی که اسلام را با همه ویژگی هایش خوب شناختند ؛  با همان سرسختی ای  که با اسلام  مبارزه میکردند  با همان  قدرت هم اسلام را بذیرفتند و سرسختانه از دین اسلام و مسلمانان حمایت کردند و سرداران  بزرگی چون صلاح الدین ایوبی  را  در دامان خود پرورش دادند  که بعدها جهان اسلام را  در  بزنگاه خطرناک حمله اروپایی ها و جنگ ها مهیب صلیبی که نزدیک بودن جهان اسلام را منهدم کند و اسلام را برای همیشه نابود  ؛    از شر صلیبیون  وحشی و خونخوار نجات دادند و زمینه را برای ادامه حیات دین اسلام در تاریخ مهیا کردند .

 

 منابع پژوهش :

 

    مروج الذهب و معادن الجوهر ؛ مسعودی، علی بن حسین ؛ انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵ ؛ تهران

    شرف نامه ؛ بدلیسی، شرف الدین بن شمس الدین ؛ دارالزمان ؛ ۱۳۸۵ ؛ تهران

    تاج العروس من جواهر القاموس ؛ زبیدی، محب الدین سید محمد مرتضی ؛ دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع ؛ ۱۴۱۴

    پراکندگی کرد در خاورمیانه نوشته استاد  دکتر عقیل اوچ

    ایران از آغاز تا اسلام نوشته  پروفسورگیرشمن

    آریاییان نوشته استاد دکتر درخشانی

    ایران در سپیده‌دم تاریخ ؛ جرج گلن کامرون

    جامعه شناسی مردم کرد، آغا، شیخ و دولت، ساختارهای اجتماعی و سیاسی کردستان ؛ مارتین وان برویین سن ؛ پانیذ (۱۳۸۳)

    هزاره های گمشده نوشته پروفسور پرویز رجبی

    آریاییان نوشته استاد دکتر درخشانی

    آیت الله مردوخ کردستانی – تاریخ کرد و کردستان چاپ سنندج ۱۳۵۱

 

هادی محمودی

 

http://wjg.blogfa.com

 

۱۰  / ۰۸ /۹۶

درباره ی مـظفـر ولـدبیگی

ئه م وب سایت که له به ر چاوی خوینه رانی به ریزه ، له لایه ن مزه فه ري وه له د به گي و به هاوكاري هيوای برای ئه رکه کانی به ریوه ده چی . له خوینه رانی ئه م توره کومه لایه تیه داواکارین بو باشتر به ریوه بردنی،هاریکاری و هاوکاریمان بکه ن . بو په ره پیدانی زياتر به ژماره موبایلی 09183318945 یا ئیمه یلی mozafarnoryaw@yahoo.comپه یوه ندیمان پیوه بگرن . سه ربه رزیتان ئاره زومانه

2 دیدگاه

  1. جناب کاک مظفر عزیز این حقیر بیشتر از ده سال مطالب کانال جنابعالی را دنبال میکنم. بنظر من شایسته نیست با چنین مطالبی شان سایت و خوانندگان را پایین بیارید.
    با تشکر از شما

    • سلاو آقای قاسمی عزیز ازلطف وبزرگواری جنابعالی سپاسگزارم جناب محمودی قطعا زحمات زیادی برای این مطلب کشیده واطلاعات به نظرم من وتو وووو درست یاغلط ویاووو…باشه اگرممکن است برات ومن هم ازجنابعالی درخواست دارم نقدواظهارنظرفرمایی .ده س خوش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.