1 2 3 4 5

تعطیلی انجمن های فرهنگی ادبی شهرستان پاوه در بی تدبیری مسئولین ارشاد

آشنا96-1-2 (5)

تعطیلی انجمن های فرهنگی ادبی شهرستان پاوه در بی تدبیری مسئولین ارشاد

نهادهای فرهنگی مدنی در ایران و از جمله در کردستان از آغازگران پروسه مردمی کردن فعالیت های دولت ها در حوزه های فرهنگی ادبی هنری هستند و در این میان انجمن های فرهنگی ادبی و کانون های شاعران و نویسندگان در بین دیگر انجمن ها و احزاب فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی آوانگارترین و شاخص ترین بوده اند . اگر تاریخ احزاب و انجمن های مدنی ایران را ورزق بزنید ، در می یابید شاعران و نویسندگان و هنرمندان در ایران طی صد سال اخیر و بعد از مشروطه ، بیشترین هزینه جانی و مالی را داده اند و سرنوشت صمد بهرنگی ها و محمد مختاری ها نمونه ی کوچکی از بسیاران است .

به مناطق کردنشین بر می گردیم که انجمن های فرهنگی آن مظلوم تر از دیگر مناطق ایران اند و شاعران و نویسندگان و هنرمندان استان کرمانشاه و اختصاصاً شهرستان پاوه نه تنها مظلوم بلکه از فراموش شدگانند و کسی برای تلاش های فرهنگی آنها تره هم خورد نمی کند و بهایی نمی دهد .

قدیم ترین تلاش ها برای راه اندازی انجمن فرهنگی ادبی در استان کرمانشاه بعد از انقلاب به شاعران و نویسندگان شهرستان پاوه بر می گردد . جمعی کوچک اما توانمند از شاعران و پژوهشگران پاوه که مرحومان محمد یوسف رسول آبادی و غازی خلیلی از سرآمدان آن بوده اند ، توانستند در کمتر زمانی محیطی صمیمی و تاثیر گذار از شاعران شهر پاوه را با همراهی کاک محمد رشید امینی ، هادی سپنجی ، مومن یزدانبخش ، فریدون بهرامی و … فراهم آورند که دستاوردهای ارزشمندی با برگزاری همایش ها و شب شعرهای مختلف به مناسبت های گوناگون و کتاب های خوبی از جمله دیوان “میرزا عبدالقادر” و ” خزانی هه له بجه” که مجموعه ای از اولین شعرهای سروده شده توسط شاعران پاوه بود را چاپ و منتشر نمایند. لازم به یادآوری است کتاب “خزانی هه له بجه” اولین اثر منتشر شده آن سالهاست که در کردستان ایران چنین تلاش بی سابقه ای بوده است .

همین جمع کوچک اما تاثیرگذار در آغازینه ی سال های ۱۳۶۴ و ۶۵ تلاش می کنند که جلسات و فعالیت های خود را رسمی تر نموده تا بتوانند هم از ردیف بودجه و اعتبارات ادارات فرهنگی استفاده کنند و هم اقدام به آموزش سیستماتیک نسل جدید و آینده با برگزاری کارگاه های آموزشی و کلاس های فرهنگی ادبی بزنند اما تلاش های این جمع فرهیخته بیش از ۲۰ سال طول کشید اما به سرانجام نرسید تا اینکه شاگردان این جمع و نسل بعدی شاعران و نویسندگان پاوه ای همت نمودند و بعد از تلاش شاید ۱۰ ساله توانستند مجوز فعالیت انجمن فرهنگی ادبی هنری را از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه گرفته و در ادامه در اداره کل ثبت شرکت ها ، انجمن ها و موسسات استان کرمانشاه ثبت نمایند و در روزنامه رسمی کشور به سمع و نظر همگان برسانندو به یک نوعی به مردم ابلاغ کنند اما ادارات و ارگان های شهرستان پاوه بعد از یک سال که از مجوز و ثبت این انجمن می گذرد ، هنوز از وجود چنین انجمنی اطلاع ندارند و یا اینکه با بی تفاوتی و بی مسئولیتی به آن و اعضایش وقعی نمی نهند و با شایعات متعدد عدّه ای از خدا بی خبر و ناآگاه فضایی از ابهام و نگرانی را برای دو طرف ایجاد نموده اند که عملاً فعالیت های انجمن را به چالش کشیده و به تعطیلی ناخواسته کشانده اند . انجمن قلم معاصر کورد در واقع حاصل تلاش ها و زحمات ۳۰ ساله ی شاعران و نویسندگان پاوه است . عُصاره این تلاش ها در فعالیت های امروز انجمن دیده می شود و حضور جمعی فرهیخته از نسل دوم و سوم شاعران و نویسندگان پاوه در این انجمن باعث شده این انجمن در میان انجمن های فرهنگی ادبی هنری مناطق کوردنشین و استان کرمانشاه شاخص بوده و متفاوت تر از دیگران عمل نماید .

اما چرا اداره ارشاد شهرستان و استان کرمانشاه از این انجمن حمایت نمی کنند ، سوالی است بی پاسخ که عملکرد ضعیف اداره ارشاد شهرستان پاوه در جلب و جذب هنرمندان و شاعران و نویسندگان آن را بیشتر عیان می سازد ؟

آیا اداره ارشاد شهرستان، فعالیت های انجمن های فرهنگی ادبی هنری را در راستای اهداف سازمانی خود نمی بیند ؟

آیا اداره ارشاد تاکنون برنامه راهبردی استراتژیک و برنامه های عملیاتی و اهداف و چشم انداز انجمن های فرهنگی ادبی را دیده و یا رصد نموده است ؟

آیا  اداره ارشاد خود را مکلف و موظف به حمایت مادی و معنوی انجمن های فرهنگی ادبی می داند و بودجه و اعتبارات مالی را در طول برنامه سالیانه ی خود به آن ها اختصاص می دهد یا نه با بی تفاوتی از کنار آنها گذشته و صرفاً رفتاری رعیتی از آنها می طلبد و همچون اربابی قرون وسطایی از آنها فقط کار و بیلان کاری می خواهد ، بدون اینکه در راستای طرح تکریم ارباب رجوع و تکریم هنرمندان و شاعران و نویسندگان و افراد فرهیخته ی شهرستان گام بردارد ؟

اداره ارشاد آیا انجمن های فرهنگی را حامی و همراه برنامه ها ، سیاست ها و اهداف خود می بیند تا اینکه مار در آستین پرورانده و آنها را دشمن خونی خود می داند ؟

آیا اداره ارشاد باید مثل ماموران ساواک دوره رژیم شاهنشاهی هر روز آنها را با اتهام های واهی و حرف های باطل عده ای بیکار و ضد فرهنگ و ضد مردم و نهایتاً ضد ایران از خود براند و بی تفاوت از زحمات آن ها بگذرد ؟

به جرات می توانم بگویم اگر اهالی فرهنگ و هنر و ادبی در این شهرستان نباشند و فعالیت فرهنگی نکنند، اداره ارشاد به عنوان متولی اصلی فرهنگ هیچ حرفی برای گفتن ندارد . اصلاً اگر شاعران و نویسندگان و هنرمندان نباشند ، اداره ارشاد می خواهد چه فعالیت و بیلان کاری ای ارائه نماید ؟

صاحبان اصلی این اداره و این سرزمین مردم و اهالی فرهنگ و هنرهستند و بدون همراهی هنرمندان و نویسندگان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی صرفاً اداره سانسور خواهد بود و جز نوشتن چند نامه اداری و گزارش کلیشه ای حرفی برای گفتن نداشته و نخواهد داشت . مجموع دولت و وزارت ارشاد باید دست از سر فرهنگ و اهالی فرهنگ بردارند و صرفاً نگاهی نظارتی داشته باشد . وزارت ارشاد نمی تواند و نباید در اجرای فعالیت های فرهنگی خود را دخیل کند بلکه باید سیاست گذاری نموده و اجرا را به انجمن های فرهنگی ادبی سپرده و بودجه و اعتبارات را بر اساس برنامه ها و فعالیت های هر انجمن تقسیم و واگذار کند .

به وزارت ارشاد توصیه می کنم که فرهنگ مردم را به مردم و نمایندگان آنها در انجمن بسپارد چرا که مردم فرهنگی از جنس خود می خواهند و از برنامه های فرهنگی کلیشه ای و آبکی مجموعه ی دولت و وزارت ارشاد ناراضی اند و دل خوشی از فرهنگ سفارشی و آمپولی و تزریقی ندارند . به انجمن های فرهنگی هنری ادبی شهرستان نیز توصیه می کنم جدی تر و با برنامه به فعالیت بپردازند در فعالیت ها وحدت رویه داشته و همسو با سیاست های وزارت ارشاد گام بردارند . انجمن ها باید اساسنامه و آئین نامه ها و استراتژی و برنامه های عملیاتی سالیانه خود را تهیه و تدوین نمایند تا کارشناسان ادراه ارشاد آنها را رصد نموده و چشم انداز روشنی برای آنها ببینند. اعضای انجمن های فرهنگی باید در فعالیت ها و مشارکت در کارهای انجمن جدی تر بوده و جمع گرایی را به فردگرایی ترجیح دهند و تمرین فعالیت جمعی و همگانی و دموکراسی نمایند تا رفتارهایی تشکیلاتی و جمعی از خود بروز داده و تک روی نکنند تا انجمن از مسیر خود خارج نشده و فعالیت های فرهنگی به طور تام و تمام به سوی رشد و توسعه فرهنگی مردم و منطقه و کشور جهت دهی و سمت و سو پیدا کنند .

بر انجمن های فرهنگ و اعضا و هیات موسسان آنها نیز انتقادهای زیادی وارد است اما اداره ارشاد اگر همسو و همدل و همگام با آن ها حرکت کرده می تواند همراهی انجمن ها را در راستای سیاست های خود ببیند .

دیگر انجمن های شهرستان پاوه همین سرنوشت را دارند و در بی مسئولیتی ها می سوزند . انجمن نسیم فرهنگ هورامان به دنیا نیامده و ثبت نشده دارد به تعطیلی کشیده می شود و یا اینکه تعطیل شده است . هیچگونه تحرّک فرهنگی در شهرستان از هیچ انجمنی دیده نمی شود و این سکوت می رود آتش زیر خاکستر باشد و سیلی به همراه داشته که به سود هیچ کس نیست و اگر بیاید  ، همه ی ما را با خود می برد و در این میان فقط مردم ضرر می کنند و این سرزمین اهورایی بیشتر آماج تهاجمات فرهنگی بیگانگان خواهد بود و آن وقت است که دریغ و وااسفا و آوخ گفتن فایده ای ندارد و کاری از کسی ساخته نیست . پیشنهاد می کنم اداره ارشاد و انجمن های فرهنگی در جلسه ای مشترک آشتی طلبانه و همدلانه به بیان دیدگاه ها ، انتقادات و پیشنهادات خود در راستای هدف متعالی خدمت به فرهنگ انسانی  پرداخته تا شهری فرهنگی با مردمانی فرهیخته و فرهمند داشته باشیم و بتوانیم چشم انداز خوبی برای فرزندان و آیندگان ترسیم کنیم .

پیشنهاد می کنم اداره ارشاد در همسویی نمودن مردم و فرهیختگان آنها در انجمن های فرهنگی در اولین جلسه مشترک آشتی و همدلی دو همایش بزرگ دو روزه شامل ” پاوه در گذر تاریخ ”  و همایش ” شاعر بزرگ کورد میرزا عبدالقادر پاوه ای ” را تعریف نموده تا فعالیت چشم گیر و وحدت رویه و اتحاد و همدلی را در بین اعضای انجمن های فرهنگی ادبی هنری تزریق نماید و در ادامه شهری فرهنگی و شهروندانی دلسوز و دغدغه مند و هویت طلب داشته باشیم . امنیت عمومی و فرهنگ عمومی در وحدت رویه و اتحاد و همدلی همه آحاد مردم بویژه فرهیختگان و بزرگان قوم و اهالی فرهنگ و هنر به دست می آید . اهالی فرهنگ و هنر و شاعران و نویسندگان و روشنفکران چراغ جامعه اند و در جهت دهی توده ی مردم نقش کلیدی و اساسی دارند، پس باید چراغ های جامعه را روشن نگه داشت و آن ها را تکریم نمود و احترام گذاشت تا جامعه ای مسئولیت پذیر و مدنی داشته و آرامش وآسایش را برای همگان به ارمغان آوریم .

به این امید / با بهترین آرزوها / محمد آشنا عباس منش  دانشجوی دکتری تخصصی زبان وادبیات فارسی ۲۵/۰۱/۹۶ پاوه

درباره ی مـظفـر ولـدبیگی

ئه م وب سایت که له به ر چاوی خوینه رانی به ریزه ، له لایه ن مزه فه ري وه له د به گي و به هاوكاري هيوای برای ئه رکه کانی به ریوه ده چی . له خوینه رانی ئه م توره کومه لایه تیه داواکارین بو باشتر به ریوه بردنی،هاریکاری و هاوکاریمان بکه ن . بو په ره پیدانی زياتر به ژماره موبایلی 09183318945 یا ئیمه یلی mozafarnoryaw@yahoo.comپه یوه ندیمان پیوه بگرن . سه ربه رزیتان ئاره زومانه

12 دیدگاه

  1. جناب عباس منش براستی بر بروی نقطه سوق الجیشی دست گذاشتی امیدوارم اداره ارشاد ما باید بیشتر از این پویا باشد تا جوابگوی مطالبات فرهنگی این نسل بیدار باشد

  2. جناب کاک آشنا ضمن تشکر از جنابعالی بنده بعنوان شخصی که سالها در این فضای بسته درخدمت کتاب بوده ام معتقدم نوشته احساسی شما باعث بدتر شدن فضا میشود امروز ما نیاز به فضایی سالم داریم که در آرامش و احترام متقابل امور فرهنگی را جلو ببریم. اتهام زنی و تندروی چاره کار نیست. ارشاد پاوه همان اندازه مقصر است که تندروی برخی اعضا و اختلافات داخلی و تحمل نکردن مخالف و… مقصر هستند.
    جناب دکتر محمودی انسانی توانمند و خوش قلب هستند که هرچه درتوان داشته برای رشد و شکوفایی جوانان ما بکار برده است ولی آنان نیز اختیارات مشخص و محدودی دارند.
    تندروی جوانان امثال شما وضعیت را بدتر میکند و ضررش کمتر از نقدها و تهمت ها نیست.
    موفق و موید باشید.

  3. آقای عباس منش جنابعالیدیروز درباره ترافیک پاوه مطلب نوشتید امروز درباره انجمن ادبی و هرازگاهی شاهد نوشته های جنابعالی در زمینه های مختلف هستیم . لطفا شما که آگاه به امور هستید در رابطه با هجوم ملخها نیز چاره ای بیندیشید

    • آری جناب جلالی مشکل ما فقط ملخ های سیاهی نیستند که کوە و مراتع ما را مورد هجوم قرارداده اند،مشکل ما و کاک آشنا ملخ هایی هستند که به جان شاخ و برگ و ریشه درخت تنومند فرهنگ ملتمان افتاده و می خواهند با خاک یکسانش کنند،پس نتیجه میگیریم شماهم مواظب سخنانتان باشید!!!

  4. درست کە در این چند سالی که آقای محمودی سکان دار اداره ارشاد گشته اند کارهایی بجز از نظر فنی و محتوا ساده انجام شده است اما اگر به دقت به مسائلی که باید انجام میگرفت ولی نگرفت و بلعکس بیندازیم و کمی ریزبینانه تر قضایا را بررسی کنیم دچار اماها و اگرهایی میشویم که آدمی را از اول راه باز میدارد.
    جزمی نگری به مسائل فرهنگی مقبول هیچکس نیست کما اینکه آن هم اداره ارشاد شهرستانی نیز باشد ،چیزی که آقای محمودی در این دام افتاده و نجات یافتن از آن به نظر غیر ممکن میرسد.
    تفاوت گذاشتن و یک چشم نگاه نکردن بین موسسه ها و انجمنهایی که در زیر نظر آن اداره و شخص شخیص!!!!!آقای محمودی مشغول به کار بوده یا بوده اند نکته ای دیگر در ضم ایشان است یعنی اینکه به موسسه ای چنان نگریستن که نشاید و به دیگری انواع موانع وبهانه تراشی بغایت به اولی چنان خوش آید که خیشاوندی که هست اما دگری را همان (به)که نبودندی تا بیاسایم چون از مقربان درگاه ما نیستی.
    اغلب ماها به مفهومها و مفاهیم کهنه و کلیشه ای عادت کرده و از مفاهیم و عنصرهای تازه ای که حرفی برای گفتن دارند و از دنیا و از عصری تازه سخن میگویند پرهیز و امتناع میورزیم ،جناب محمودی نیز در بین بیگانه نیستند و نتوانسته اند که خود را وفق دهند یا حتی در مقام امروزینه بودن در آیند .این در حالی است که تا انجا که من اطلاع دارم خود ایشان هیچگونه برنامه ای برای پیش برد فرهنگ هەورامان نداشته اند و همیشه کارهایی که تاکنون صورت گرفته است همگی از جانب کسانی بوده است که بیرون از آن اداره بوده اند که این خود جای بسی تٲسف است ،

  5. ‌قبل از هرچیز جسارت دوست منتقد را می ستایم. امید کە در تمام اوقات این روح و جسارت انتقادی رو حفظ کند.
    بدون شک موسسات و انجمنهای فرهنگی ادبی سطح شهرستان طی دو سە دهەی اخیر، موانع و مشکلات خودشون را داشتە و قادر بە ابراز وجود شایستە و کارکردی نبودەاند، با این حال مورد توجە بودە و از جایگاە و اعتبار خاصی برخوردار بودەاند. و همین اعتبار و نقش کارکردی خوب، بە زیان برخی گروهها و محافل و جناحها، بودە و درنتیجە ازجانب آنان مظن اتهام بودە و در نتیجە بە طرق مختلف با ایجاد موازی سازی نامعمول و موانعی برسر راە فعالیتشان سعی در عقیم گزاشتن فعالیتشان کردەاند. و از آنجا کە ادراەی متولی موسسات و انجمنهای فرهنگی یعنی ادارەی ارشاد، پلان و برنامەای فرهنگی درخور شهرستان در ایدە نداشتە است درعوض تکریم این انجمنها، بیشتر بە مشکلات دامن زدە و همارە با دیدەی تردید و اتهام بە کار فرهنگی پرداختە است. سالها فعالیت شعرا و نویسندگان شهرستان در قالب انجمنها و محافل غیر رسمی با بهانەی فعالیت غیر رسمیشان از سوی ادارەی ارشاد، محدود و منکوب شد و ایک کە با هزاران مکافات و بعد از سالها، موسسەای مجوز فعالیت از ادارەی ارشاد گرفتە است بەبهانەهای واهی و عجیب غریب فعالیتش محدود گشتە و حق برگزاری شب شعری سادە بە آن روا دیدە نمی‌شود. موسسەای(قلم معاصر کرد) کە خود را ملزم بە فعالیت در چهارچوب قانون و اصول مندرج در ضوابط موسسات و انجمنهای ادارەی فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌داند و فقط مراسم افتتاحیەای گرفتەاست، آنهم طبق روال قانونی در سالن اجتماعات ادارەی ارشاد و با مجوز آن ادارە، عجیب است تا این حد با محدودیت روبرو گشتە و ریاست محترم ادارەی ارشاد شهرستان در این بارە اصلا پاسخگو نبودە و حتا، قول هیچ گونە همکاری با موسسەی مزبور را نمی‌دهد !!!!!

    باقی بماند….

  6. درود و سلام بر کاک آشنای عزیز و دوست داشتنی.براستی ما شاهد تلاش و کوشش و رایزنی های شبانه روز کاک آشنا جهت اخذ مجوز موسسه قلم معاصر کورد بودیم که می توان گفت بیشترین سهم را در این مهم ایفا نمودند.کاک آشنا چون شهروند این شهر است و از نزذیک او را می شناسم همیشه و همواره دغدغه پیشرفت فرهنگی و اقتصادی و سیاسی این شهر را دارد و برای پیشرفت این شهر بجای گرفتن امتیاز و رانت(برخلاف عده ای)با نوشتن مقالات و حتی سرزدن حضوری به ادارات سعی کرده وظیفه شهروندی و انسانی خویش را انجام دهد. آفرین بر این فرزند راستین پاوه و هه ورامان
    مانئ نه وی کاک آشنا

  7. در چند سال گذشته که برای شرکت در همایش ادبی به یکی از شهرهای آذربایجان غربی رفته بودیم. مرتبا فردی را می دیدم که در سالن آمد و شد های زیادی داشت. هر مهمان جدیدی می آمد فورا به استقبال او می رفت و با گشاده رویی و تواضعی بسیار به او خوش آمد می گفت و حتی در هنگام پذیرایی در سالن فعالیت دااشت و ….خلاصه تا صرف غذا و هنگام استراحت ….. مرتبا همراه مهمانان بود.یعنی انقدر زحمت می کشید که کنجکاوی من را برانگیخت که این فرد دلسوز و مهربان چه کسی است و چه سمتی در انجمن ادبی دارد .که پس از سوال کردن متوجه شدم ایشان رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر پیرانشهر است …
    بله دوست عزیز اوهم رئیس ادراه بود .دانشگاه رفته بود. نه بدنبال صندلی مخصوص و طلایی بود و نه تشکرهای پی درپی پشت تریبون و …..نه زست گرفتن های آنچنانی
    بله دوستان افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

  8. اگرچە بر نقد آشنای شهرمون نقدهایی وارد است، البتە نقد نە از سر زیادەگویی و بدخواهی، کە از سر نپرداختن بیشتر بە مسائل و مشکلات واقعی و درد هنرمندان شاعران و نویسندگان شهرستان و حدودیتهای موجود بر سر راە فعالیتشان و سعی در تا اندازەای مقصر نشان دادنشان، اما با این حال نیز میشود چیزهایی در نقدشان دید کە حکایت از وضعیت نامطلوب آنان بە لحاظ فضا و موقعیت و محدودیتها و موانع موجود بر سر راە فعالیت فرهنگیشان است.
    متاسفانە، ادارەی فرهنگ و ارشاد پاوە و دیگر ادارات مربوطە، نگاهی دوگانە بە روند کار انجمنها و موسسات داشتەاند، از آنجا کە هنوز هم برخی از موسسات فرهنگی و هنری، فاقد مجوز رسمی فعالیت می‌باشند، همانند موسسە و انجمنی رسمی و پروانەدار، عمل کردە و از امکانت و امتیازات ادارە برخوردار بودە و فعالیتهای متفاوتی در عرصەی عمل داشتە اند، اما در عوض موسسەای کە بە ضورت رسمی و از جانب ادارات و ارگانهای مربوطە و مطابق با فزایند موسسات و انجمنهای رسمی و قانونی موفق بە کسب مجوز فعایت شدە است، بە بهانەهای واهی و ظن و گمانه و شائبەهای جورواجور و عجیب غریب، متوقف شدە و حق هر گونە فعالیت فرهنگی و برگزاری شب شعری از آن سلب می‌شود.
    متاسفانە ادارەی ارشاد، در عوض توجە بە کار و فعالیت ضابطەمند، بیشتر بە خط ونشان کشیدنهای بیرون از حیطەی کاری خود توجە نمودە و همیشە، بادیدەی گمان و بی‌اعتمادی بە موسسە نگریستە است. در بیشتر مواقع افرادی از بیرون از دایرەی ادارە و حتا دیگر ادارات و فقط بازاری، برای ریاست محترم ادارە ارشاد خط ونشانکها کشیدە و چنان غول ترسناکی از موسسە ساختەاند کە بیچارە رئیس محترم، پا پس کشیدە و …!
    از جانبی دیگر متاسفانە، افراد و شخصیتهایی با اصطلاح فرهنگی در سطح شهرستان بودەاند کە بود و نبود خود را در بود ونبود دیگران جستەاند و بهمین منظور با ایجاد رقابتهایی ناسالم و غیر صنفی و نە فرهنگی کە ضد فرهنگی، اقدام بە سیاەنماییهای بزرگ و سوارکردن اتهامات سنگین و غیر واقعی و تحریف نامعمول برنامەی افتتاحیەی موسسە، اقدام بە هراس پراکنی، شایعە پراکنی و بزرگ جلوەدادن ناواقعیتها، اقدام بە مانعتراشی دربرابر فعالیت قانونی موسسە کردند و متاسفانە در این زمینە با حدی پیش رفتند کە بە سرزنش ادارە کل ارشاد استان و انتقاد از عملکرد آن بە جهت صدور پروانەی فعالیت موسسەپرداختند. آنچە کە مربوط بە ادارەی ارشاد شهرستان بود موضع غیرشفاف و مبهم ادارە بود بە نسبت این موضوعات و متاسفانە نە تنها از موسسە حمایت نکرد بلکە در دام شک و گمان و اتهامات دوستان ناصواب فرهنگی افتاد و بە شائبەها دامن زد و در نهایت، کالبد بیروح و بی‌رمق موسسە را داریم کە بر همگان عیان است.
    در خاتمە فقط بگویم کە بهوش باشیم، چە کە در نتیجەی چنین وضعی، متاسفانە، این فرهنگ غنی و اصیل کردی و ایرانی است کە مدام در زیر تهاجم سنگین فرهنگهای بیگانە و مهاجم، هر چە بیشتر پس راندە می‌شود و جوانان برومند و نسل نوین فرزندان شهر و دیارمان، در دام فرهنگهای بیگانە و … افتادە و ارزشها و ٲداب انسانی و اسلامی و میهنیمان را بە دیار فراموشی می‌سپرند!!!
    باشد کە اهل این کاشانە در اندیشە کنند!

    • با تشکر از کامنت زیبا و بجایتان،در ادامه و تکمیل سخنان شیوای شما.هر چه برسر راە موسسات فرهنگی مانع تراشی شود،بیشترین کمک را به هجوم فرهنگ های بیگانه و ناهنجاری های اجتماعی و مخصوصا سوداگران مرگ و مواد فروشان و دشمنان این مردم و ایران عزیزکرده ایم…..

  9. متاسفانه ارشاد گلپایگان از توابع استان اصفهان همین روش را پیش گرفته/از بی اطاعی اعضا سوء استفاده وهمکاری لازم را ندارد/شایدهم با وظایف قانونی اش آشنا نیست/شاید هم ازمسولیت شانه خالی می کند. فیروزی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.