1 2 3 4 5

آیا “قلم معاصر کرد” یک رویداد تاریخی برای پاوه است؟ حیدر ولدبیگی

mvi_298000_00_2320161128-010655-8

آیا “قلم معاصر کرد” یک رویداد تاریخی برای پاوه است؟

                         حیدر ولدبیگی

“قلم معاصر کرد” نام موسسه ای ظاهرا فرهنگی هنری است که چند روز پیش مراسم افتتاحیه آن در سالن ارشاد اسلامی پاوه برگزار گردیده است.
بنده هیچوقت در مراسمات مشابه حضوری نداشته ام اما دلیل نگارش این چند سطر مطلبی است که در سایت نوریاو نگاشته شده است.
در ابتدای این نوشته آمده است;”چهار آذر ماه نقطه عطفی در تاریخ پاوه”
در لابلای نوشته این ادعا بارها تکرار شده و برای مرعوب ساختن خوانندگان تاکید کرده اند که این موسسه آرزو و آمال مردم اورامانات بوده است که تحقق یافته است.
اما توضیحی درباره اهداف و برنامه های این موسسه نداده اند و مشخص نیست قرار است چگونه  آمال مردم اورامانات را برآورده کنند.
دوستانی که این موسسه را تشکیل داده اند سالهاست در انجمن های ادبی پاوه فعالیت دارند و اکنون نیز در قالب یک موسسه رسمی دوباره دور هم جمع شده اند. این دوستان قبلا نیز مراسماتی را برگزار کرده اند ازجمله مراسم حلبچه و مراسم نوروز در نیسانه ولی هربار که با یکی ازین عزیزان همکلام شده ام وانمود میکنند که گویا بعلت فعالیتهای آزادیخواهانه تحت فشار و ستم هستند.
ازینکه هرگروه و دسته ای مراسم دلخواه را در آزادی انجام دهد باعث خوشحالیست اما اغراق و بزرگنمایی این دوستان و جازدن یک مراسم شعرخوانی بعنوان روز تاریخی باعث تعجب است.
این دوستان نماینده روشنفکری پاوه نیستند. در پاوه افراد اهل مطالعه و پژوهش فراوان هستند که اعتنایی به اینگونه مراسمات ندارند.
اگر کسی واقعا قصد خدمت به مردمش را داشته باشد نیازی به هیاهو و معرکه گیری و بزرگنمایی نمیبیند.چاپ چند کتاب شعر و رمان به زبان کردی هرچند بسیار ارزشمند است اما مردم اورامانات با مسایل جدی تری دست و پنجه نرم میکند. روز تاریخی برای مردم این دیار روزی است که محرومیت از چهره این دیار زدوده شود. روزی که فقر و بیکاری و گرانی وجود نداشته باشد.

برای این دوستان آرزوی موفقیت داریم هرچند فعالیت آنان برایمان ارزشمند نیست زیرا در دنیای ما مسایل مهم تری هست که نیاز به توجه دارند ازجمله جنگ و فقر و گرسنگی و جنگل زدایی و بیابان زایی و …

درباره ی مـظفـر ولـدبیگی

مـظفـر ولـدبیگی
ئه م وب سایت که له به ر چاوی خوینه رانی به ریزه ، له لایه ن مزه فه ري وه له د به گي و به هاوكاري هيوای برای ئه رکه کانی به ریوه ده چی . له خوینه رانی ئه م توره کومه لایه تیه داواکارین بو باشتر به ریوه بردنی،هاریکاری و هاوکاریمان بکه ن . بو په ره پیدانی زياتر به ژماره موبایلی 09183318945 یا ئیمه یلی mozafarnoryaw@yahoo.comپه یوه ندیمان پیوه بگرن . سه ربه رزیتان ئاره زومانه

23 دیدگاه

  1. هه ر بژی کاک حیدر براستی که حرف دل همه آگاهان جامعه را زدید آخه برگزاری یک مراسم اینگونه کجایش نقطه عطف است نقطه عطف زمانی است که افکارمان. اقداماتمان. اظهارنظرهایمان به گشایش یه وضعیت جدید کمک کند وهمگان از وضعیت مطلوب بهره مند گردند والا بنده نیز فردا چند نفر را در یک سالن جمع میکنم واین امر را نقطه عطف مینامم و به آن میبالم در حالیکه پروسه تغییرات که ممالک توسعه یافته به آن دست یازیده اند ابتدا مبارزات را از مسیرهای مورد اشاره در متن کاک حیدر طی نموده اند.

  2. راه رسیدن به آرمانهای انسانی که یکی از آنها برگزاری آزادانه اینگونه جلسات است زدودن غبار اندیشه های ناسیونالیسم کور و صرف که مارا به ناکجا آباد میبرد

  3. دغدغه فکری این افراد حاضر در سالن قابل احترام است اما راه رسیدن ما به جامعه ای مطلوب که همگان اعم از ملیتهای مختلف آزادانه در آن اقدام به برگزاری تشکل ها بکنند مبارزه جهت استقرار اندیشه های آزاد.تساهل و تسامح.گفتگو .تکثرگرایی و….است

  4. من در این سالن بودم و چیزی ندیدم که از آن دفاع کنم بی نظمی بود و اینکه هرکس میخواست شعر و مقاله اش را زودتر بخواند چرا وقتی مردم را دعوت میکنید از چند ماه قبل برنامه ریزی نمیکنید

  5. اکثر کسانی که در تصاویر دیده شده اند باور کنید با توجه به شناختی که از آنها وجود دارد تا امروز بعید است یک کتاب مثلا یک رمان ۲۰۰صفحه ای را خونده باشند یا حتی یک کتاب بهشون بده چون عادت به مطالعه نکرده اند قادر به خواندن نیستند آیا همچین جامعه ای با همچین مردمی راه آزادی و توسعه را میپیماید یا خود را قانع میکنیم که کار ریشه ای کرده ایم ومیکنیم بنده به این جلسات به هیچ وجه خوش بین نیستم اما امیدوارم اندکی مفید باشد برای کلیت جامعه ی به خواب رفته ما در همه حوزه ها

  6. نصراله دانشخواه

    با این نویسنده کاملا مخالفم.
    به چند دلیل:
    اولا: این فرد که در هیچ مراسمی نبوده (به گفته خودش) پس نظرش در این خصوص نیز نه تنها نافذ نخواهد بود، بلکه تا حدی به شوخی شبیه است.
    ثانیا: تا جایی که من در جریان هستم این افراد خود را هیچ زمان نماینده فرهنگی تمام اقشار این جامعه نداسته اند و بلکه نماینده فکر خودشان و همراهانشان هستند، با این توضیح ساده، آن جمله “نماینده روشنفکری پاوه نیستند” حرف زائدی است که بوی غرض میدهد چرا که هفتصد سال میگذرد از این جمله قصار که: آنچه عیان است چه حاجت به بیان است و با بیان آن نویسنده به بیسوادی خود اعتراف میکنند!
    ثالثا، ابرازهای خوشحالی مکرر در پارگرافهای متعدد و سپس جمله ای کنایه آمیز و … تنها نشان از به تمسخر کشیدن ادبیات و شخصیت افراد است!
    … ایشان میفرمایند که فعالیت آنها برایم ارزشمند نیست… بسیار خوب! شما آزاد هستید که هر رایی دارید ارائه دهید، آنچنانکه ارائه دادید. پس حتما باید قبول داشته باشید که دیگران هم آزادند که نظرشان را ارائه دهند (که آنها اینکار را با تاسیس موسسه انجام دادند) و من هم آزادم که به شما در نهایت احترام بگویم قضاوت در خصوص ارزشمند بودن یا نبودن فعالیت این دوستان، به من و شما مربوط نیست، بلکه به فعالیت خود آنها بستگی دارد و با قبول یا رد من و شما، نرخ ارزش آنها کم یا زیاد نمیشود.
    در نهایت ایشان میفرمایند که آمال آنها مشخص نشده. جوابش ساده است: شما در مراسم یا نبوده اید یا برایتان ناقص تعریف کرده اند! زیرا به حد کافی و به وفور توسط اعضا چندین و چندبار اهداف انجمن به صراحت تمام (تاکید میکنم چندین بار به صراحت تمام) مطرح شد!
    مسائل مربوط به بیابان و غذا و کار و بیکاری مسائلی مهم هستند، اما ای دوست نیمه خوان! اسم موسسه: “موسسه فرهنگی هنری…” است و نه موسسه اجتماعی یا اقتصادی یا …
    لطفا … التماس میکنم که داوری نکنید چرا که داوری میشوید! (همانگونه که شما داوری کردید، من نیز نسبت به میزان دقت و سواد شما، داوری کردم!)
    موفق باشید.

  7. دوست گرامی آقای ولدبیگی،بی گمان هر چیزی جایگاە و ارزش خود را دارد،کار فکری و فرهنگی و روشنگری هیچ جدایی با اساسیترین معضلات اجتماعی ندارد،اگر کسانی هم خود را اهل ادب و فرهنگ و روشنفکری بدانندو نسبت به فقر و فلاکت ،بیکاری،اعتیاد جوانان و سایر ناهنجاریهای اجتماعی کنونی بی تفاوت باشند،و در مباحثاتشان از کنار آن به راحتی گذشته باشند،و تنها به کلمات قلنبه و احساسی بی حاصل اتکا کرده ،بی شک نه تنها ملت دوست و دلسوز و انسان دوست نیستند،همچنان که می دانیم اکثریت جامعه ما بیکار و زیر فقر زندگی می کنند،نه تنها هنر و فرهنگشان به درد مگس پراکنی هم نمی خورد،بلکه به مانند سایر قدرت طلبان، مدافعین قدرت و ثروت اندوز،پوشاک روشنفکری دروغین را در تن خواهند داشت.اگر در این شرایط که فریاد نان و گرسنگی و جنگ ویرانگر و آواره گی میلیونی ،قتل عام هزاران انسان در کردستان عراق و مردم بغداد و سوریه و یمن …به آشکارا هویدا شده،و ملت خواهان دروغگو را رسوا کرده،در هر لحظه ای و شرایطی بی تفاوت باشندو و آن را در هنر و ادبیات و گفتارشان منعکس نکرده باشند،بی شک جز رجز خوانان روشنفکر نمای ،دروغین چیزی دیگری نخواهند بود.بایستی به گفتارها توجه کرد،و امیدوارم این مراسم ها نیز ،انعکاس درد و رنج ستم دیده گان باشد،و در ارتقا فرهنگ انسانی پیش بروند.اما از یک مراسم افتتاحیه انتظار چنین چیزی بر نمی آید.و قرار است تنها موجودیت خود و اهدافش را بیان کند.

  8. کاک حیدر عزیز.بزرگترین مشکل ما محرومیت فرهنگی و فکری است واین محرومیت فرهنگی موجب محرومیت اقتصادی می شود…البته این افراد خودشان کسی را جمع نکردن بلکه مردم فهیم اورامانات چون تشنه فرهنگ بودن در آن سالن جمع شدن

  9. کاک بیژن باش نیه وا به ده نگ بییت چونکو قه رار نیه هه مو که س وه کو جنابتو و رفیقانت بیر بکه نو جنابو ده بی فکرو بیری دیگرانیچ ببینی هه ر چه ن حتی جنابیشو و بیریچو انکار بکه ن برای ئازیز وا نا بی که جنابو بیر ده که یتو

  10. ڕێزان ساڵحی

    من هم مخالف بودم اما کاشکی یه نقد درست و حسابی و جامع میشد نه اینقد که با نثری بچگانه و مبتدی نوشته شده است

  11. کاک بیژن این اگر مقدمه حضور وفعالیت شما در این موسسه است برخلاف عادت باید آنرا به فال نیک ننگریست چرا که حمله خارج از چارچوب ادب و احترام شما به نویسنده متن وضعیت را به سمت خفقان میبرد چرا که شما معتقدید هیچ حق اظهار نظر خلاف آنجه شما فکر میکنید وانجام میدید ندارد چون حقیقت پیش شماست وبس. البته پرواضح است که این طرز تفکر ماوایی ندارد وبایستی به نویسنده متن و مدیر سایت تبریک گفت که اصول رسانه داری را محترم شمردند ومطلب را درج کردند

  12. باسلام خدمت خوانندگان کامنت های دنگی نوریاو
    باتشکرازهمه کسانی که دراین فضاو صفحه اظهارنظرمی کنندوسپاس ویژه ازآقای مظفر ولدبیگی.
    درخصوص مطلبی که آقای حیدر ولدبیگی درخصوص فعالیت” موسسه هاوچه رخی کورد “نوشته است چندنکته رابه استحضار می رساندامید است که موردتوجه قرارگیرد:
    ۱٫هرموسسه ای که تاسیس می شودبایددر چارچوب معین وبراساس اهداف تعیین شده حرکت کند.نه اینکه اصل به حاشیه گذاشته شودوبه مسائلی دیگرپرداخته شود.تا دوگانگی وتناقص ایجادنشود. ودراذهان عمومی بدبینی ونگرانی ایجادنگردد.
    ۲٫هنگامی که ازکار دیگران نقدوانتقاد می کنیم بایدمسائل وموضوعات راقاطی نکنیم.اگرواقعا ازفعالیت افرادی شکوه ای داریم واضح وروشن مشکل ونقص کاررابیان کنیم وازاطاله کلام وبیان مواردغیرمرتبط خوداری کنیم.
    ۳٫ازتعصب فکری ،ایدئولوژیکی،قومی ، فرهنگی و… در قضاوت هاونقدهایمان خوداری کنیم تادچارناداوری ونادادگری نگردیم.
    ۴٫درراستای فعالیتهای اجتماعی ،ادبی،مذهبی، فرهنگی و…هدف خودنمایی وخودستایی نباشدتاازحمایت وهمراهی عموم بهره مند شویم.
    ۵٫فرهنگ وملت اورامانات متعلق به فکرو
    مکتب خاصی ویامردمان این دوره وزمانه نیست بلکه حاصل تلاش های چندصدساله مبارزان ومجاهدانی است که سالیان متمادی باخون دل آن راآبیاری نموده اند وبه ماسپرده اندتااینک ماازآن بهره گیرم وآنرا تحویل آیندگان دهیم. ونبایدهریک به نام تفکرومکتبی ویاموسسه وسازمانی خاص خودراوارث ومالک آن بدانیم.
    ۶٫اگردوست دارفرهنگ وهویت این دیار رنجورومحروم والبته ثروتمند وغنی ازجهاتی هستیم بایدبه فکرنام وشهرت ودرست کردن حزب ودسته نباشیم بلکه ازتوانمندان ،اندیشمندان وصاحب نظران هرطیف وصنفی ،مسلک ومکتبی درراستای رشدوبالندگی پاوه واورامانات گام برداریم.
    امیدوارم قلم به دستان ،نگارندگان،صاحب نظران همه وهمه به گونه ای بنگارندوبگویندکه مدیون پیشنیان ،هم عصران وآیندگان نشوند.
    ازاینکه بااین بیان ناقص والکن مصدع اوقات شریفتان شدم پوزش می طلبم.

  13. دانشجو سنندج

    با نویسنده این متن تا حد زیادی موافقم مشکلات اجتماعی پیچیده تر از چیزی هستند که با شعر خوانی و گرفتن مراسم فرمالیته حل بشوند.
    متن نوشته هم ساده و به دور از کلمات قلمبه سلمبه است و این یک امتیاز است. استفاده از ادبیات پیچیده و کلمات نامفهوم برای به رخ کشیدن معلومات امتیاز نیست.
    نقد من بر این نوشته اینست که کاش نویسنده مطلب را بیشتر واکاوی میکرد و نقاط گنک و کلی را واکاوی میکرد.

  14. باید بگویم تو این شهر انجمن و موسسه فراوان داریم همگی به نوعی موازی کاری دارند و به کارهای کلیشه ای می پردازند و بعضا بی برنامه و شتاب زده کار میکنند دوستان درست میگن مسائل مهمتری هم هست و با عرض پوزش چهره برخی افراد خیلی تکراری است تو هر انجمنی و محفلی هستند

  15. آنچە ذهن بندە را بە خودش مشغول ساختە، نە دیدگاە انتقادی و پر نغز و پربینش و جسورانەی آقای منتقد، بلکە، موج حمایت غیرمعمول و غیرمنصفانە و غیرعلمی و احساسی کامنت نویس(کامنت نویسان!) است کە هر خوانندەی منصفی را وادار بە این میکند کە هم بر کامنتک کاک حیدر و هم کامنتولەهای چینش شدە، گمان کردە و حتا بر روایی و علمیت و حسن نیت کامنتک نویس(کاک حیدر) شک کردە و ناچار بە آن شود کە حتا بە دغدغەهای کاک حیدر هم شک کردە و چنین نتیجە گرفت کە کاک حیدر کامنتک نویس ما، اصلا و ابدا، غم نان و غم فقر و غم بیکاری و غم آیندەی این مملکت و این ناحیە را نەکە ندارد، بلکە فقط و فقط در صدد گلالود کردن آب روان است و بس.
    خیلی عجیب است، کمتر زمان و کمتر مطلبی را در این سایت خبری(دنگی نوریاو) سراغ دارم کە در مدت کمتر از ۲۰ساعت، با بازدید ۱۱٥نفر، ۱٥ نظر(کامنت) داشتە باشد آنهم با اکثریت نظر موافق!!!!!!و حماقت تا بدانجا میرود کە می آید:(این آقایان، هرگز یک رمان دویست صفحەای نخواندەاند)، حال آنکە اگر فقط کلیپ پخش شدەی ابتدای مراسم را می دیدند، عظمت تونمندی و آفرینش بزرگان فرهنگ و ادب این دیار را باور میکردند. گرچە اینان بە بازی قصاص قبل از محاکمە رفتەند!

    حال، محض انصاف هم، کە شدە بر کامنتک کاک حیدر نظرکی بیاندازیم.
    متاسفانە کاک حیدر خیلی زود خودش را و اندیشەی توخالی و شعاروارەاش را لو دادە و بغض و حسد و غضبش را در پستوی کلمات قصار و بدقلق فاش دادە و خوانندەی منصف را بە سمت و سویی کشیدە کە آن را چندان جدی نیافتە و ذهنش را بیش از این آشفتە نکند!
    راستی این کاک حیدر ما، مراسم افتتاحیەای را کە نرفتە و ندیدە، چگونە بە باد انتقاد میگیرند؟ موسسەای فرهنگی هنری را کە هنوز از راە نرسیدە و اهداف ا برنامەهایش را نخواندە، نادیدە گرفتە و بر موجودیت و ضرورتش خط بطلان میکشد! گوئیا کاک حیدر ما، عامل تمام بدبختیها، خشونت، فقر، بیکاری، گرانی، اعتیاد، فحشا، دروغ، ریا، رشوە، فلاکت، بدبختی، تباهی، جنگ و ویرانی و داعش و … همە چیز دیگر را از گروهی فعال فرهنگی پاەای میبیند و از ترس آنکە نکند این فعالان با افتتاح موسسەی صرفا فرهنگی هنریشان، بهشت خیالی کاک حیدرمان را بە ویرانی کشیدە، بنابراین، شمشیر از روی کشیدە لشکریان موهوم و خیالیش را بە نبرد با قلم بەدستان فقیر و زجر کشیدە و فلاکت دیدەی کوچەهای شهر و آبادیش، گسیل داشتە است!
    کسی نیست بە این کاک حیدر ما بگوید گیرم کە حرف شما درست، اینان کە چارەی بسیاری از مشکلات و بدبختیهای منطقە و شهر و روستایشان را در اندیشە و علم و مطالعە و بیداری و آگایە و روشنگری میبینند و بە زعم جنابعالی از مشکلات اساسی و بنیادین امروزی مردم منطقە غافلند، راستی شما دیگر رفقای پرادعا و دانشمندتان، چە گلی بر سر این مردم ریختەاید؟!
    ازنوشتەاید کە اصلا از اهداف و برنامەهای موسسە چیزی نیامدە!!! گویا سوادتان نمیرسد و فقط عادتتان بر کتابهای دبستان و راهنماییست کە میبایست این آقایان، اهداف موسسە را با کلمەی عبارتند از:
    ۱-
    ۲-
    ۳-
    ٤-
    می نوشتند!!!
    نە کاک حیدر شما با این هوش و ذکاوت محیرالعقولتان، خود و اندیشەی مجهول و مجعول دایەی مهربانتر از مادرتان را بە سخر ەگرفتید و بە نظر نمیرسد کسی برای این کامنتک بی هویت و بی اندیشە سرکی تکان دهد.
    و کاش این نمایندەهای روشنفکری پاوە کە شما از آنان سخن میرانید، بە نبرد روشنگر و اندیشەی این دوستان می‌آمدند، چرا کە آن هنگام ما شاهد دیالوگی درست و منطقی و علمی میشدیم و دیگر نیازی بە سخن پراکنی من و تو نمیبود!
    کاک حیدر بە نظر میرسد جنابعالی و امثالهم دست و پا نشستە در انتظار نقطە عطف تاریخی بزرگ و وهمی خود نشستەاید و قائل بە نقطە عطفهای ریز و درشت نیستید! اگر اندکی منصف باشیم نیک میدانیم کە در اینجا منظور نقطە عطف تاریخی در زمینەی کار فرهنگی ادبی کردی در شهر پاوە است و نە چز دیگر. کە اتفاقا اگر این موسسە قادر بە عبور از موانع ریز ودرشت و افرادی چوان شما باشد و بتواند بە اهداف و وعدەهای دادە شدە دراین مراسم و دراین نوشتار بە خوبی آمدەاند جامەی عمل بپوشاند، میتواند نقطەای تاریخی و مهم محسوب شود.
    و کوتاە اینکە دوست عزیز کاش آن روز افتتاحیە در مراسم میبودید و بە جای این همە بر طبل حق کوفتنهای توخالی بازی باهم بودن و قبول میگری می آموختید بە اینکە، در اندیشەی حذف دیگری بودن، همان و تداوم فقر و فلاکت و گرانی و بیکاری و … همان!

    • باسلام وعرض ادب
      افرادی که می نویسندوادعای نویسندگی واندیشمندی را دارند بایدبه گونه ای نقدکنندوبنویسندکه خوانندگان که درمجلس کلام آنان می نشینندرنجیده خاطروآزرده نشوندزیرادرچنین مقال ومحفلی فقط فرد خاصی به سخن ونوشته شما گوش فرا نمی دهدبلکه افرادمتعددی بادیدگاه هاوسلایق متعددی حرفهای ونوشته هارامیخوانندوتحلیل می کنندو بایدبه یکی ازاصول نویسندگی که همانارعایت عفت قلم و پاكی فكر در همه نوشته هاست توجه نموده وآن را رعایت كرد و از به کارگیری الفاظ ركیك و زننده و توهین خودداری كرد زیرا این كلمات نوشته را در نظر خواننده بی مقدار و خوار می دارد.
      وآقای حیدرخان آنقدرمغرضانه نگاشته است که نه تنها به شخص حیدرولدبیگی وسایر کامنت نویسان توهین کرده است بلکه عقایدوافکارهم کیشانش رابه چالش واستهزا کشانده است.که این دلیلی بسیارمتقن برعدم صداقت وعدم توجه به آزادی فکرواندیشه ی درباوروتفکرایشان است.
      امیدوارم هرگاه قصدمجادله ویاپاسخ به یک نوشته را داشتید ادب وعفت کلام رارعایت کنیدوهیچ گاه نوشته های وکامنتهای منتقدانت رابه “کامنتک”قلمدادنکید.
      خوانندگان عزیزقضاوت وداوری باشماست.

  16. فرهاد محمدی

    در جواب حیدر خان
    آقای محترم بنده هم با نوشته آقای ولدبیگی موافق نیستم ولی جوابهای غلط افرادی مثل شما باعث سنگینی کفه ترازو به طرف مقابل میشود. شما از کامنت های ناشناس عصبانی هستید ولی خودتان هم بانام نامعلوم نظر میدهید. خشم و عصبانیت شما باعث میشود هرگونه نقد و گفتگو غیرممکن شود. این موسسین قلم معاصر سالهاست فعالیت دارند و اگر دستاوردی داشته اند همه باید درجریان باشند و نیازی به عصبانیت شما نیست.
    خطاب به جناب آقای حیدر ولدبیگی اجازه بدهید گذشت زمان واقعیت را مشخص کند که آیا بقول شما یک تشکیلات رسمی بنام قلم معاصر کرد میتواند مفید واقع شود یا خیر لطفا صبور باشید شب دراز است و قلندر بیدار

  17. مـظفـر ولـدبیگی

    درجواب کامنت آقای حیدر خان باید عرض کنم دوست عزیز وواندیشمند ماباید تاسف بخوریم برای خودمان که افردادبه ظاهر روشنفکری همچون شما برای یک نقد منصفانه این قدر با عصبانیت وبدون نام نشان پروبال می زنید.البته تعجب آور هم نیست چراکه تعصب وخودبینی وکم بینی و …باعث این نوع برداشت کوکانه ازاین نقد ادبی شده .تویی که حتی حاضر به نام واقعی خود نیستی وبدون کم ترین اطلاع وآگاهی صاحب سایت ونویسنده متن وتمام خوانندگان ونظردهندگان را مورد اهانت و…قرارمی دهید چه بهت باید گفت چه تاسف .به نظرم این ۲جمله هم برای جواب جنابعالی اضافه باشه وبس….!!!!؟؟؟؟

  18. خیلی از جوانان بیکار هستند. خیلی از زن و شوهرها بخاطر مشکلات مالی دارند طلاق میگیرند. اعتیاد و افسردگی زیاد شده. شعر گفتن در باره شاهو و گلهای بهاری فقط به درد خودتان میخورد. اگر کاری میکنید چرا ادعا میکنید بخاطر مردم پاوه است بگید برای دل خودمان بوده

  19. مـظفـر ولـدبیگی

    به قول جناب دورکیم جامعه ای که درآن نقد نباشد جامعه ای مرده به حساب خواهد آمد.
    امیدورایم افراد جامعه ما بخصوص صاحبان قلم واندیشه به این واقعیت برسند که نقد را در راس برنامه هایخود قراردهند چرا که نقد نه تخریب باعث پویایی،رشد وشکوفایی وپیشرفت وبهتر وسالم راه رفتن به سویی جامعه ای ایده آل.دوستان عزیز خسته نباشید

  20. اسماعیل پهلوان

    با سلام و عرض ادب خدمت دوستان
    متاسفانه جامعه ی ما دچار بیماری مزمنی شده به نام حاشیه نشینی!!البته از نوع فکری آن!
    دوستان چرا ما باید آنقدر وسعت دید و فکرمان کم باشد که با کوچکترین تلنگری دچار تفرقه و خلط مبحث و آخر سر با تخلیه انرژی به بیراهه برویم و همچون شهاب سنگی بی هدف خاموش شویم…
    یکی نیست به این اساتید بگوید چرا از یک فرهنگی انتظار اقتصادی دارید!؟همین طرز فکر خود نشان از غرض خاصی دارد که میخواهد این حرکت بزرگ فرهنگی را عقیم کند.جامعه نیازهای مادی و معنوی مختلفی دارد که هرانسانی به حکم انسان بودنش آنها را درک میکند,اگر حتی بدون درنظر گرفتن اشتراک نژادی و ملی و قومی یک ملت ,و فقط با توجه به قرارداداجتماعی که باعث ایجاد تمدن و تشکیل جوامع امروزی شد به یک اجتماع انسانی بنگریم میبینم که تقسیم وظایف و مسئولیتها یکی از اصول بنیادین مجموعه های انسانیست.تا جایی که اصل تفکیک قوا در علم سیاست و کشورداری یکی از ارکان تخطی ناپذیر است.جالب است که این مسئله را چند هزارسال پیش فلاسفه و دانشمندان درک کرده بودند و کتابها دراین باره نوشته اند اما ما هنوز اندرخم یک کوچه ایم.!
    هرچند اولویتها در نیازهای هرجامعه ای میتواند طبق نژاد,فرهنگ,دین,عرف و حتی منطقه ی جغرافیایی و …. متفاوت باشد, اما این عوامل هیچگاه باعث نمیشود بعدی از ابعاد زندگی انسانها به طور کلی حذف شود.حالا چرا بعضی به بهانه ی وجود مشکلات اقتصادی و اجتماعی و… که آنهم مسئولان و ادارات و نهادها و مهمتر اینکه بودجه ی خاص خود را دارند,مشغول انتقاد از یک موسسه ی فرهنگی هنری غیردولتی هستند واقعا جای سوال و تعجب دارد!اعضای محترم این موسسه احساس کرده اند میتوانند در حوزه ی فرهنگی جامعه خدمتی بکنند و به قول شما در این آشفته بازار اقتصادی و معیشتی !بدون هیچ جیره و مواجبی وقت و انرژی خود را صرف این کار ارزشمند کرده اند.که امیدواریم در این راه پایدار و موفق باشند.عالیجنابان ,به قول معروف شما سوراخ دعا را گم کرده اید.این اشک تمساح را باید جای دیگر و پیش کسان دیگری بریزید.اگر مشکلی را کشف کرده اید و احساس میکنید که در آن تخصص دارید به جای آه و ناله کردن و بهانه تراشی آستینها را بالا بزنید و گره ای از کار ملت باز کنید,اگر هم فاقد چنین هنری هستید حداقل سعی کنید خودتان گره ای در کار و سیر تکامل جامعه نباشید.باشد که همه ی ما با دیدی بازتر و ظریفتر جامعه خود و مشکلات آن را درک کنیم بلکه بتوانیم فراخور تخصص و توان خود آنهم در این برهه ی حساس از تاریخ ملتمان در راه رسیدن به جامعه ای آزاد,شکوفا و فرهیخته به صورت پراگتیک و مسئولانه همیار و همکار همدیگر باشیم.

  21. جناب آقای پهلوان چیزی که شما مطرح میکنید دیدگاه شخصی خودتان است چون اگر شاعر و نویسنده نسبت به زندگی مردمش بی تفاوت باشد و بگوید به من ربطی ندارد زندگی مردم چگونه است آن شاعر و نویسنده نه متعهد است و نه میتواند به مردمش خدمت کند. اقتصاد دانان کاری برای مردم نمیکنند و رنج های مردم در شعر شاعران است که بازتاب پیدا میکند. به نظر شما ماموسا شیرکو بیشتر غمخوار مردم کورد بوده یا اقتصاد دانان کورد
    در ضمن هر نقدی به منزله دشمنی و تخریب نیست .
    دفاع بد ضررش بیشتر از نقد است. با احترام به جنابعالی

  22. جناب پهلوان آسمان و ریسمان به هم بافتی تا از فعالیت این انجمن دفاع کنی نقد و مطلب ارایه شده نظر نویسنده است و البته قابل احترام وقابل تامل چرا که اگر دیگران قصد کار در حوزه فرهنگی را دارند نویسنده متن وسایرین نیز حق فعالیت وحضور ونقد را دارند در تکمیل سخنان پینوس به قول یکی از بزرگان اگر قصد تخریب شخصیتی اعم از حقیقی و حقوقی را دارید به بدترین شیوه از آن دفاع کن ….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.