1 2 3 4 5

ازپیازدول تا هه وار هانیه (پالنگان)

 

ازپیازدول تا هه وار هانیه (پالنگان)

بنام خدا

طبق قرارقبلی با دوستان محترم آقایان ،علی شبرنگ ،علی فتحی ومظفرولدبیگی ساعت ۵صبح روز پنج شنبه ۱۳۹۳/۳/۲۲همراه با کوچ حیوانداران کوشا ونستوه روستای نوریاب به طرف (هه وار) گاهشان پیازدول ازشهرپاوه حرکت کردیم.

هوا هنوزروشن نشده بود ما وحیوانداران سواران برماشین های نیمه سنگین (تویوتا ،نیسان) به انتهای خط ،زیرچشمه کانی سیوه(هانه ساو)رسیدیم.

درآنجا ودرآخرین پیچ جاده بعضی ازماشین ها مسافران ووسایل را پیاده می کردند.بعضی دیگر عقب ،جلو نموده به پاوه برمی گشتند.تعدادی اززنان ومردان وبچه ها همراه وسایلشان وهم چنین برّه ها وبزغاله هایشان زودتربه آنجا رسیده آتش افروخته وچای دم کرده وصبحانه می خوردند .محیط مملو ازجمعیت بود.قاطرداران نیزیا مشغول باردادن گونیها وجوال های وسایل بودندویا ازهواربرمی گشتند.صدای مردان وزنان ،بع بع بزغاله وآهنگ وجرقه نعل قاطران درهم پیچده بودند .فضائی بسیارجالب ودلرّبا فراهم شده بود.

هوا هنوز تاریک بود ازدوردست صدای سوسکها وجیرجیرک ها وازآن جا دورترصدای روباهی گوشها را می نواخت.آخرتا زمانی که هوا تاریک باشد فقط صدای سوسک ها وجیرجیرک ها به گوش می رسید.کبکان وبلبل ها وپرندگان همه درخواب نوشین می باشند.به محض روشن شدن هوا آهنگ ها عوض می شود.کبکان وبلبل ها وسیرپرندگان شروع به نغمه سرائی می کنند وجانداران شب زنده داربخواب میروند .علاوه براین بوی شامه نوازهای گل های شب بو ،وه ر که مه ر ،به رزه لنگ ،سوره هه راله ،چنور و…مشام را نوازش میداد.

چند دقیقه ای آنجا توقف کردیم فیلمبردارماآقای ولدبیگی درآن هوای نیمه تاریک وروشنای درحال افول وکم رونق شدن آتش بجای مانده صبحانه حیوانداران فیلمبرداری را آغازکرد.

ما نیز کوله پشتیها را بردوش گرفته همراه با حرکت قاطرداران

وحیوانداران وهیاهوی روز کوچ بحرکت درآمدیم.درمسیر زیر چشمه کانی سیوه(هانه ساو)وابتدای سربالای ملایم لاره کاو با گامهای کوتاه رفتن به سوی بالا راآغازکردیم.

درّه لاره کاو،کوه سربه فلک کشیده زاوه لی ،چشمه های (هانه زلیخا ،هانه کوره وبرفهای باقی مانده درستیغ کوهها ،صدای کبک ها وچهچه بلبل ها وسایر پرندگان دربال دست ها وبوی گل ها وشکل ظاهری گیاهان وانواع علف ها چهره سحرآمیزی به محیط بخشیده بودند.

ازهمه مهمتر وزیدن نسیم ملایم ومملوازبوی انواع گل ها وگیاهان درآن صبحگا وحرکت آرام مسافران راه عشق توصیف ناشدنی بود.

با لاخره درّه لاره کاو وبن برده ،سیوه ،بیمیر،چادرگاه،هه وار بارام و…راپشت سرگذاشته به آخردرّه لاره کاو رسیدیم .

تازه درآنجا آفتاب تابیده بود.کوچبران درآن میعادگاه توقف نموده بودند.مانیز سلامی به حضورشان وصبح به خیر گوئی خدمتشان باآنان همراه شدیم .هوا بسیار پاک ،آسمان آبی بسیار شفاف تابش خورشید بسیارزیبا.کوهها وتپه های سرسبز وصف ناشدنی .بعداز تر کردن گلوئی وهمراه شدن دوستان به پیچ وخم های گلوجی رسیدیم.آن سر بالای وپیچ های تند را طی کرده به دیدارهه وارپیازدول شرفیاب شدیم.

ماموستا گوران رحمتی دروصف هه ورامان می فرماید.

گاسه ره وژوره گا سه ره وخوار تالی وشیرنی ریگای ریبواره

تلخیها ی سر بالایی تمام شد به شیرینی وصل هوار رسیدیم.

هه وارپیادول درپشت کوه زاولی دردشتی ملایم که ۳طرف آنرا کوهها دربرگرفته وتنهاقسمت شمال هموار می باشد واقع شده است.

ساتی ساکن به ر بدیه سه رکاوان گوش بده ر و ده نگ ناله ی شه تاوان

ساراگه ی (مه ی گا)ته ی که ر وده وان تامه شی چه مه ی چه م بی زیاد وکه م

مدران چون عه ممان مه وج مه دووه هه م وینه ی چه مه ی چه م بی زیاد وکه م

ئه ورای نا هه موار،سه خت بیدی چول قه تره ده ر وه جه خت تاوه(پیازدول)

ئا نه هه وارگه ی مینگه ی جافانه ن مه نزلگای قه دیم زلف کلا فانه ن

با لاخره همراه کوچبران ودوستان موفق به دیدار هوارگاه (پیازدول)شدیم.ازبالا به آن نظری انداختیم همه اش کوشش وسعی بود.تازه به هواررسیده ها هرکسی به کاری مشغول ،یکی دبوارکپرها(کلارها) را ازنومی ساخت ،یکی دیگرتیرک ها وتیرچه ها را برروی دیوارمی انداخت ،تعدادی نیز علف های چیده شده را با گروه به هوارمی آوردند تا سقف کپرها(کلارها)را با آن بپوشانند.زن ها علاوه برکارهای دیگرمشغول پخت غذا ودم کردن چای بودند.دراینجا کارکوچک وبزرگ وزن ومرد نمی شناسد.همه باید به جای خود کارکنند.

بعدازصرف ناهار وفیلمبرداری کامل ازکلیه مراحل زحمات وگل وگیاهان آنجا ازتازه به هواررسیده ها خداحافظی نموده وراس ساعت ۱۱:۲۰به طرف هوارگاه هانیه (پالنگان)مقصداصلی حرکت نمودیم.درابتدا ازپیازدول بالارفته درخط الراس رشته کوه شاهو قرارگرفتیم ستیغ کوه مشرف برشمال وجنوب وشرق وغرب مناطق اورامان ژاورود وتخت ولهون بود.ازطرف شرق وشمال تا نزدیکهای سنندج ومریوان وجنوب وغرب تا سلیمانیه عراق جوانرود وروانسر تابرسد به کرمانشاه دیده می شد.

پیچ وخم های بلندی شاهورا طی نموده به دشت هموارمیشیاو رسیدیم .دشت مملو ازگله های گوسفند ایلات وعشایری بود که برای چرای دامهای خود به آنجا آمده بودند.ردیف و صف میش ها که سر درگریبان همدیگربرده بودند بسیارطولانی بود.

قله ها را طی کردیم وبه چشمه های زیبا خروله رسیدیم .آب چشمه ها وآب ذوب شدن برفها دردرّه های سرسبزوخرم باهم قاطی شده به یخچال طبیعی سرازیرمی شد.بالا سرمان حوض خانی بود منظره بسیارجالبی داشت.کوهها پوشیده ازگلهاوریاحین خوشبو ودرّه ها تا به اوج قله ها مملو ازبرف بود.منظره ای خیال انگیز وتوصیف ناشدنی بود.درآنجا استراحتی ونمازی وگلو ترکردنی ،سپس تصمیم برادامه راه گرفتیم ازدرّه ها وتپه ها گذشتیم وگذشتیم با لاخره ساعت ۹:۳۰شب بود که به هوارزیبای هانیه رسیدیم.هوا تاریک شده بودچوپان گلّه ها را به مقداری دورتر ازهوارهدایت کرده ودر(مولگا)های مربوط به خودشان خوابانیده بودند.

تعداد اندکی ازخانواده ها به آنجا آمده بودند چراغهای نفتی وگاهی نورسوختن هیزمهای بلوط درکپرها سوسو می کردند.

بعدازپرس وجو با لاخره کپرمورد علاقه وهدف را پیداکردیم.کپرآقای لا لو عبدالصمد محمیان به تنهایی درآنجا زندگی می کرد .عبادت خدارا بجا آورده وغذا را صرف نموده ودرزیر لحافی قدیمی(جاجمی)برای خودش آرام گرفته بود،به محض ورود ما به آنجا اززیر لحاف بیرون آمد وباآن زبان شیرین وروان به ما خوش آمد گفت بسیار خسته بودیم چون حداقل حدود۱۲ساعت پیاده روی کرده بودیم .لالو عبدالصمد فرمود شام بخورید وبخوابید الان وقت صحبت کردن نیست به فرمایش ایشان عمل کردیم.

که دیوان چول بوو چویته ناو جیگا ده ست ئه که یته مل خه وی پاش ریگا

هوابسیارسردبود .خش خش برگهای بالای سرمان که وزیدن باد شاهو آنها را به حرکت درمی آورد وسوسوی ستاره گان آسمان وصدای گاه به گاه حیوانات اهلی وشب خزندگان صفای ویژه ای به هواربخشیده بود.

شب کوتاه به پایان رسیده مسافران شب ازراه رسیده بعدازخوابی واستراحتی ازخواب بیدارشدند(الله اکبر)

ملا بانک دا نه ،تاریکی ولیلی به ری به یانه

مانگی به جی ماو سه فه ری شه و زهرده له ترسی قاسپه قاسپی که و

ئه ستیره ی مه غریب وه ک قه تره ی ئه مه ل کزکز ئه تکیته ناو به فری سه رکه ل

دنیا کاملا روشن شد این منظره بسیار سحرانگیزرا تا کسی درآنجا نباشد وفضای منطقه رالمس نکند نمی تواند آنرا بیان نماید.

ازکلبه لالو عبداصمد بیرون آمدیم هواری رادیدیم بسیاربزرگ وبامعماری مخصوص خوددردوران گذشته حداقل سیصد خانوار دراین محل زندگی می کرده اند.کوچه ها بگونه ای بود امروز که پای ماشین به آنجا بازشده است تمام کپرها ماشین روهستند.

درود برروح آن جوانمردانی که هواررا به گونه ای ساخته اندکه امروز نیز برای عبور ومرور ماشین هیچگونه کمبودی ندارند.

درمحوطه وداخل هوارچرخی زدیم حیوانداران وشاهونشینان پالنگان نیز به ترتیب خاصی مشغول بستن کپرها وبالا آمدن ازهوار(گوزی بان)بودند.صحنه دیروزهوارپیازدول دراین جا به شیوه وسیعتری تکرار می شد.ماشین های تویوتا ،مزدا دوکابین،تراکتورها وقاطرها والاغها اثاثیه هوارنشینان را ازپیچ وخم ها وسر باللای جاده بین دو هواربالا می آوردند.

ازجاهای بلند ومشرف برهوارفیلمبرداری نمودیم وباتعدادی ازبه هواررسیده ها مصاحبه کردیم .گذشته ها را بیاد می آوردندبعدازچرخیدن درهواربه نزد لالو عبدالصمد برگشتیم مدت یک ساعت ونیم با او مصاحبه کردیم تاریخ زنده ای بود پرسش های زیادی را ازاو پرسیدیم.۹۳سال (به گفته خودش)سن دارد وقایع منطقه راازپنج سالگی تاکنون حفظ است.راجع به قدمت روستای پالنگاه ومناطق اورامان وجوانرود وسندج ومریوان گفته های زیادی دارد.درخصوص سوابق مناطق مذکور وچگونگی حکومت های ،امراء،اردلان ،اورامان لهون ،تخت وژاورود اوضاع سیاسی ،اجتماعی ،علمی ودینی منطقه گفته ها وناگفته های زیادی داشت .با صبر وحوصله سئوالات را مطرح نمودیم وایشان با تانی وشمرده شمرده پاسخ می دادومی گفت دردوران قدیم ودرایام جوانی در۳۳هوارمنطقه پالنگان زندگی کرده ام ،مردم پالنگان حداقل ۱۸هزارراس حیوان خرده پا داشتند .شش الی هفت ماه به چرانیدن دامهایشان ودرکنارچشمه سارها وبرفهای سرپوشیده وبرف آبهای روران دردرّه ها ی سرسبز مشغول می شدند. افسوس می خورد که الان فقط سه هزارراس حیوان دارند.

راجع به حکومت بیگزاده ها ودرگیریهای محلی بین حاکمان محلی ومنطقه ای وشخصیتهای قدرتمند داستانهای رابرایمان بازگو کرد.اسامی هوارگاه ها راازاوپرسیدیم ازروستای های هجیج وداریان شروع تا به منطقه لون رسید.دراینجا اسامی تعدادی ازآن هوارها را برای یادآوری ذکرمی کنم.چاله سهرا،گیلوان ،شاهوله،که ل هانی،گادول ،هانه که که و ،گهردلی،نه وه سار،ته لانه،نور،سی مله،ره نگه ناو ه،بیمیری ،سه رکه مه ر،دوله ،هه وار،گولبه ن،سه رپاسار ،بن به رده ،هانه ساو،پوینه،مارانی،شه وی،که نه گه ،هانیه ،گوزی بان،سیلانان،هه وار شیخ عه زیز،هواربه رزه ،هه واره سه رده،حه وزی خانی ،میشیاو،خروله،پیازدول،شاته ره ،سیاولان،ده ره و ژه ره ژی ،هه وار و حاجی ئه للای و…

درخاتمه با چند بیت ازاشعار زیبای مرحوم صیدی هه ورامی دروصف شاهو وکوسالان به سفر کوتاه وپربارخویش خاتمه میدهیم.

په ی لانساران خاڵ خاڵش وه شه ن

وه رواوی شیرین لاپاڵش وه شه ن

شنو ێ شاخه ی ساز شه تاوه ش وه شه ن

ڕوبێداریش وه ش شه وخاوش وه شه ن

چه خاس جای گه شته ن عوبو رش وه شه ن

بوی عه ترو عه بیر وچنوره ش وه شه ن

(شه وبو)ی نازه نین ئه شه وبو وه شه ن

سارا وده رو ده شت که ش وکوش وه شه ن

وه شه ن بوی (سۆسه ن)سه کڵاوانش

وه شه ن سه وزی فه رش پای گۆلاوانش

وه شه ن چوون به هه شت رووی سه ربیساتش

وه شه ن شیرینه ن عه یش ونیشاتش

با لاخره بعدازاستفاده بردن ازصفا و صمیمیت شاهونشینان ونظاره دشت ها وکوههای زیبا وگل وریاحین بلندیهای شاهو وشنیدن صدای کبکان وبلبلان درساعت ۴بعدازظهر روزجمعه ۱۳۹۳/۳/۲۳هوارزیبای (هانیه) ومحبت هوارنشیان راترک نموده وازطریق جاده ژاورود کامیاران روانسر به پاوه رسیدیم.

باآرزوی موفقیت برای کلیه دوستان صمیمی وشاهو روندگان

مومن نوری پاوه۱۳۹۳/۳/۲۷

درباره ی مـظفـر ولـدبیگی

ئه م وب سایت که له به ر چاوی خوینه رانی به ریزه ، له لایه ن مزه فه ري وه له د به گي و به هاوكاري هيوای برای ئه رکه کانی به ریوه ده چی . له خوینه رانی ئه م توره کومه لایه تیه داواکارین بو باشتر به ریوه بردنی،هاریکاری و هاوکاریمان بکه ن . بو په ره پیدانی زياتر به ژماره موبایلی 09183318945 یا ئیمه یلی mozafarnoryaw@yahoo.comپه یوه ندیمان پیوه بگرن . سه ربه رزیتان ئاره زومانه

یک دیدگاه

  1. عالی ممنون کاک مظفر عزیز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.